حدیث قدسی / پنج خصلت براي آنكه بتوانيد با ملایک هم پرواز شوید

حدیث قدسی      

خداوند متعال به بنده خویش فرمود: آرزو داری که با ملایک هم پرواز شوی؟ عرضه داشت: آری. فرمود:پس باید به پنج خصلت آراسته شوی: آنکه در مهرورزی همچون خورشید بی دریغ  در تواضع همچون زمین خاکسار در سخاوت مانند جویبار روان فیض بخش در تسلیم و رضا بسان مرده ای بی اراده و در رازداری …

ادامه‌ی مطلب

شعرهای دلنشین درباره دوست /اشعار زیبا و کوتاه برای دوستانه ها و رفاقت ها

درباره دوست

شعرهای دلنشین  درباره دوست     به تیره بختی خود کس نه دیدم و نه شنیدم ز بخت تیره خدایا چه دیدم و چه کشیدم برای گفتن با دوست شکوه ها به دلم بود ولی دریغ که در روزگار دوست ندیدم وگر نگاه امیدی بسوی هیچکسم نیست چرا که تیر ندامت بدوخت چشم امیدم رفیق …

ادامه‌ی مطلب

مجموعه اي ناب از احاديث وسخنان حضرت امام رضا (علیه السّلام)

حضرت امام رضا (علیه السّلام)

حضرت امام رضا (علیه السّلام)  فرمود: بعد از انجام و اجبات، کارى بهتر از ایجاد خـوشحالى براى مومن، نزد خداوند بزرگ نیست بحارالانوار, ج ۷۸,ص   امام رضا علیه السلام فرمود بر شما باد به میانه روى در فقـر و ثروت -ونیکى کردن چه کم و چه زیاد -زیرا خـداوند متعال در روز قیامت یک …

ادامه‌ی مطلب

تبریک میلاد حضرت معصومه (س) و روز دختر

به جان پاک تو ای دختر امام، سلام به هر زمان و مکان و به هر مقام، سلام تویی که شاه خراسان بود برادر تو بر آن مقام رفیع و بر این مقام، سلام  . . . میلاد حضرت معصومه (س) مبارک باد روز دختر بر دختران سرزمینم مبارک باد با عرض تبریک میلاد خجسته …

ادامه‌ی مطلب

السیده المعصومه علیها السلام /مختصر عن حياة السیدة فاطمه المعصومه (سلام الله عليها)

السیده المعصومه

في ذكر ميلاد  السیده المعصومه  علیها السلام اسمها اونسبها السیّده فاطمه بنت الإمام موسى الکاظم بن الإمام جعفر الصادق علیهم السلام ، المعروفه بالمعصومه . لقبها بالمعصومه ورد أنّ أخاها الإمام الرضا علیه السلام قد لقّبها بالمعصومه ، کما ورد أنّ جدّها الإمام الصادق علیه السلام لقّبها بکریمه أهل البیت ، قبل ولادتها . ولادتها …

ادامه‌ی مطلب

اتوبوس مدرسه /داستان آموزنده اتوبوس مدرسه و رمز عبور از مسیر‌های تنگ زندگی

اتوبوس مدرسه

داستان آموزنده اتوبوس مدرسه مدرسه‌ای دانش‌آموزان را با اتوبوس به اردو می‌برد. در مسیر حرکت، اتوبوس به یک تونل نزدیک می‌شود که نرسیده به آن تابلویی با این مضمون دیده می‌شود: «حداکثر ارتفاع سه متر» ارتفاع اتوبوس هم سه متر بود، ولی چون راننده قبلاً این مسیر را آمده بود با کمال اطمینان وارد تونل …

ادامه‌ی مطلب

مرده ای در تابوت!داستاني آموزنده در رابطه با خود شناختي..

مرده ای در تابوت

مرده ای در تابوت یک روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگی را در تابلو اعلانات دیدند که روی آن نوشته شده بود: دیروز فردی که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت! شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ۱۰ صبح در سالن اجتماعات برگزار می‌شود دعوت می‌کنیم! در …

ادامه‌ی مطلب

وابستگی و وارستگی /داستاني آموزنده از درويش وگدا(داستان شماره۷)

وابستگی و وارستگی

وابستگی و وارستگی   روزی گدایی به دیدن صوفی درویشی رفت و دید که او بر روی تشکی مخملین در میان چادری زیبا که طناب هایش به گل میخ های طلایی گره خورده اند، نشسته است. گدا وقتی اینها را دید فریاد کشید: این چه وضعی است؟ درویش محترم! من تعریف های زیادی از زهد …

ادامه‌ی مطلب

سیاست یعنی چی !؟ (داستان شماره۶)

سیاست

    سیاست   یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدر جان؛ لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی !؟ پدرش فکر می کنه و می گه : بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. …

ادامه‌ی مطلب

یک لیوان شیر / داستان کوتاه بهای یک لیوان شیر (داستان شماره ۵)

یک لیوان شیر

  یک لیوان شیر   پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت در محلات شهر، خرج تحصیل خود را بدست می آورد یک روز به شدت دچار تنگدستی شد. او فقط یک سکه ناقابل در جیب داشت . در حالی که گرسنگی سخت به او فشار میاورد، تصمیم گرفت از خانه ای تقاضای …

ادامه‌ی مطلب

دوستی پروانه ای / فرصت کوتاه دوست داشتن (داستان شماره۴)

دوستی پروانه ای

دوستی پروانه ای   یك شب سرد پاییز یك پروانه اومد پشت پنجره اطاق پسرك و به شیشه زد: تیك! تیك! تیك! پسرك كه سرش حسابی گرم بود، برگشت و دید یه پروانه كوچیك اونجاست! پروانه با شور و شوق گفت: می‌خوام باهات دوست بشم، لطفا پنجره رو باز كن. اما پسرك با اوقات تلخی …

ادامه‌ی مطلب

پیرمرد و الاغ / داستاني آموزنده واخلاقي از پیرمرد و الاغ!

پیرمرد و الاغ

داستاني آموزنده واخلاقي از پیرمرد و الاغ !   کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک …

ادامه‌ی مطلب

گدا و استراتژی (داستان شماره۳)

گدا و استراتژی

گدا و استراتژی بینوایی هر روز در بازار گدایی می کرد و مردم حماقت او را دست می انداختند. دو سکه به او نشان می دادند که یکی از طلا بود و دیگری از نقره. اما او همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد! داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و …

ادامه‌ی مطلب

دو دوست(داستان شماره۲)داستاني از كينه ومحبت

دو دوست

  دو دوست دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور میکردند. بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند. یکی از آنها از سر خشم؛ بر چهره دیگری سیلی زد. دوستی که سیلی خورده بود؛ سخت آزرده شد ولی بدون آنکه چیزی بگوید، روی شنهای بیابان نوشت: امروز …

ادامه‌ی مطلب

اخلاق(داستان شماره۱)

اخلاق

اخلاق روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند … او جواب داد : اگر زن یا مرد دارای (اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =۱ اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =۱۰ اگر (ثروت) هم داشته باشند صفر دیگری را در جلوی عدد …

ادامه‌ی مطلب