فهرست بستن

دسته: داستانكده

داستانكده حاوي داستان هايي كوتاه ,عاشقانه,بلند,واقعي,تخيلي,عبرت اموز,طنز,رمان,حكايت,قصه,غمگين و…

داستان کوتاه عاشقانه /مجموعه داستان کوتاه عاشقانه /پنج داستان کوتاه عاشقانه زیبا

داستان کوتاه عاشقانه درونمایه رمانتیک دارد و به دلیل سریع خوانده شدن در دنیای مجازی طرفداران بسیار یافته است. داستان‌های عاشقانه در دسته حکایت و داستان، ژانر ادبیات عاشقانه جای می‌گیرند؛ با توجه به تم داستان، نویسنده انتخاب می‌کند که داستان کوتاه پایان خوش داشته باشد و یا با تلخی جدایی پایان یابد، در بعضی موارد نیز غم و شادی، تلخی و شیرینی در فضای داستان کوتاه به هم آمیخته‌اند.…

بوسه _ می خورم به سلامتی ۲ بوسه !! بسلامتی همه مادران سرزمینم

توی یه جمعی یه پیرمردی خواست سلامتی بده گفت : می خورم به سلامتی ۲ بوسه !! بعد همه خندیدن و هم همه شد و پرسیدن حالا بگو کدوم ۲ بوسه ؟!! گفت : اولیش اون بوسه ای که مادر بر گونه بچه تازه متولد شده میزنه و بچه نمی فهمه !   دومیش اون بوسه ای که بچه بر گونه مادر فوت شدش میزنه و مادرش متوجه نمیشه ….…

مردان خدا ،داستان جایزه صدام به خلبانان ایرانی

مردان خدا   صدام حسین برای تحقیر کردن خلبانان ایرانی در تلوزیون عراق گفت:به هر جوجه کلاغ (خلبان ایرانی ) که بتواند به ۵۰ مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد.تنها ۱۵۰ دقیقه پس از این مصاحبه صدام،عباس دوران و حیدریان و علیرضا یاسینی نیروگاه بصره را بمباران کردند. ( حالا به جاى لایک کپى کن.قبلاً این شیرمرد هارو خدا لایک کرده)…

داستان هایی عاشقانه و عارفانه و آموزنده

  داستان هایی عاشقانه و عارفانه و آموزنده   داستانعاشق واقعی   دختری می رفت ، پسری او را دید و دنبال او روان شد . دختر پرسید که چرا پس من می آیی ؟ پسر گفت : بر تو عاشق شده ام . دختر گفت : بر من چه عاشق شده ای ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من می آید ، برو و بر…

مجموعه داستان های کوتاه و آموزنده بهلول دانا عاقل ترین دیوانه

مجموعه داستان های کوتاه و آموزنده بهلول دانا عاقل ترین دیوانه در این مطلب مجموعه داستان های کوتاه و شیرین بهلول دانا را آماده کرده ایم ، که در ادامه می توانید به مطالعه بپردازید.   ≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈ داستان بهلول و فروختن خانه ای در بهشت آورده اند که روزی زبیده زوجه ی هارون الرشید در راه بهلول را دید که با کودکان بازی میکرد و با انگشت بر زمین خط…

داستان کوتاه وجالب /ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺻﺒﺢ ﻋﺮﻭﺳﯽ/ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺻﺒﺢ ﻋﺮﻭﺳﯽ داستان ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺻﺒﺢ ﻋﺮﻭﺳﯽ بخوانید جالبه… ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺻﺒﺢ ﻋﺮﻭﺳﯽ، ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﺭﻭﯼ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻨﺪ،.. ﺍﺑﺘﺪﺍ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺴﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ… ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ… ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮﺁﻣﺪﻧﺪ… ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ… ﺍﺷﮏ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺯﻥ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ نتوانست خود…

3 داستان کوتاه و جالب

داستان جدید کلاغ و روباه کلاغ پیری تکه پنیری دزدید و روی شاخه درختی نشست . روباه گرسنه ای از زیر درخت می گذشت . بوی پنیر شنید . به طمع افتاد . رو به کلاغ گفت : ای وای تو اونجایی ! می دانم صدای معرکه ای داری ! چه شانسی آوردم ! اگر وقتش را داری کمی برای من بخوان … کلاغ پنیر را کنار خودش روی شاخه…

یک بسته بیسکوئیت ،داستان زیبا وجالب ، قدری تامل:چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند

یک بسته بیسکوئیت ‍ ‍ داستان یک بسته بیسکوئیت زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود . چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و برروی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد… مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند. وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به…

داستان های کوتاه وپرمعنا

داستان اول دو راهب و یک دختر زیبا  دو راهب در مسیر زیارت خود ، به قسمت کم عمق رودخانه ای رسیدند. لب رودخانه ، دختر زیبائی را دیدند که لباس گرانقیمتی به تن داشت. از آنجائی که ساحل رودخانه مرتفع بود و آن دختر خانم هم نمیخواست هنگام عبور لباسش آسیب ببیند ، منتظر ایستاده بود . یکی از راهبها بدون مقدمه رفت و خانوم را سوارکولش کرد. سپس…

نهایت عشق،داستانی عاشقانه کوتاه ومتفاوت/ آیامیتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

عشق نهایت عشق نهایت عشق یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیامیتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن، عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه…

معجزاتی از سید الشهدا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

حضرت سیدالشهداء(ع) که از هر نظر به شهادت خود آگاه بودند و هنگامی که می‌خواستند از مدینه حرکت کنند، ام سلمه همسر پیامبر(ص) به خدمت ایشان رسید و عرض کرد: ای نور دیده من، مرا اندوهناک مکن در بیرون رفتن از مدینه بسوی عراق، چون من از جدت رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمودند: فرزند دلبند من حسین، در عراق، در زمینی که آنرا کربلا می‌گویند به تیغ ظلم و جفا…

روضه ساربان،روضه‌ عصر عاشورا و شام غریبان

روضه ساربان یکی از روضه‌های عصر عاشورا و شام غریبان. در این روضه به داستان بریدن انگشت امام حسین(ع) اشاره می‌شود که ساربان به طمع انگشتر و با عجله دست امام را قطع می‌کند. البته گاهی آمدن نام ساربان در روضه‌ها اشاره به ساربانی است که کاروان اسرا را به کوفه حرکت می‌دهد. در کتاب الوقایه الحوادث آمده خانه خدا را زیارت می کردم، دیدم یک سیاه پوست که دست…

دخترک …داستانی واقعی از یک تعزیه ،از حس پاک یک انسان کوچک ولی بزرگ…این بار شمر تعزیه هم گریه می کند..

دخترک …داستانی واقعی از یک نعزیه دخترک از میان جمعیتی که گریه کنان شاهد اجرای تعزیه اند رد می شود عروسک و قمقمه اش را محکم زیر بغل می گیرد شمر با هیبتی خشن همانطورکه دور امام حسین می چرخد و نعره میزند از گوشه چشم دخترک را می پاید دخترک با قدم های کوچکش از پله های سکوی تعزیه بالا میرود از مقابل شمر میگذرد مقابل امام حسین علیه…

بچه که بودیم…ای کاش بچه که بودیم یادمون دادن،،،بزرگ که شدیم یادمون رفت

بچه که بودیم      بچه که بودیم بچه که بودیم یادمون دادن که شروع هر کاری با نام خداست و فقط این اسمه که گره های کور زندگی مونو باز می کنه.  بزرگ که شدیم یادمون رفت ، که آنقدر پیچ خوردیم تو گره های زندگی که کور شدیمو نمی بینیم کسی رو که فقط اسمش کافیه تا هر در بسته ای باز بشه .   بچه که بودیم یادمون دادن…

پسرک و توله سگ/داستانی کوتاه وآموزنده/دنیا پر از آدم هایی است که نیاز دارند کسی درکشان کند…

 پسرک و توله سگ داستانی کوتاه وآموزنده داستان پسرک وتوله سگ دهقانی تعدادی توله سگ داشت و قصد داشت آنها را بفروشد. اعلامیه ای درست کرد و در حال نصب آن بود که احساس کرد کسی لباس او را می کشد. برگشت دید که یک پسری کوچک است.پسرک گفت: «آقا، من می خوام یکی از توله سگ های شما را بخرم.دهقان گفت: «این توله سگ ها از نژاد خوبی هستند…