فهرست بستن

نویسنده: heidar2211

دهه شصت ,متاهل,عاشق خانواده, متعهد,همه مردم را دوست دارم تا وقتي ازشون بدي نديده باشم

جدايي

وقتی دو عاشق از هم جدا میشن … دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن … چون به قلب همدیگه زخم زدن … نمیتونن دشمن همدیگه باشن … چون زمانی عاشق بودن .. تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن 7+

یکی بود یکی نبود

یکی بود و یکی نبوداونی که بود تو بودی اونی که نبود من بودم! یکی داشت و یکی نداشت اونی که داشت تو بودی اونی که تو رو نداشت من بودم! یکی خواست و یکی نخواست اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم! یکی آوردو یکی نیاورد اونی که آورد تو بودی اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم!…

عاشق

حس می کنم تو رو، تو هر شب خودم من عاشق همین احساس تو شدم حست جهانمو وارونه می کنه آرامشت منو دیوونه می کنه حس می کنم تورو، یه عمره تو خودم بازم به من بگو دیر عاشقت شدم کُشتی غرورمو، دیوونگی کنم بازم منو بکُش تا زندگی کنم می میرم از جنون، تا گریه می کنی با بغضِ هر شبت، با من چه می کنی چشمای خیستو، رو…

حكايت من

حکایت من ، حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایق نداشت دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجه نزد گریه کرد اما اشک نریخت حکایت من، حکایت کسی بود که پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه صداها را بشنود 4+

تنها

”سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “ چـه جمـلـه ای ! پــــُر از کـلیـشه … پـــُـر از تـهـوع … جـای ِ گـرمی‌نـشستـه ای و می‌خـوانـی : ” ســرد اسـت “… یـخ نمـی کنـی … حـس نـمی‌کنـی … کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه چـه سرمایـی را گـذرانـدم … 3+