فهرست بستن

نویسنده: alireza

نام هایِ زیبا

الهـی العـفو ! بـوی ِ نـاب ِ بهشـت می دهـد همـۀ نام های ِ قشـنگ ِتـو می گذارمشان روی ِ زخــم های ِ د ِ لَ م .. گفته بودی اَلجَبّـار یعنی کسی که جُبران می کند همـۀ شکستگی هایِ د ِ لَ ت را گفته بودی اَلمُصَـوِّر یعنی کسی که از نُـو می سازد همـۀ آنچه را ویـران شده است درون ِ د ِ لَ ت گفته بودی الشّافـی…

۱۰۰۱

بسم الله الرحمن الرحیم در تهران واعظی به اسم آقا ضیا الدین دری منبر میرفت که هنوز هم شاید بعضی از پیر مردهای تهران ایشون رو به یاد بیارند . یه سالی شب هشتم محرم یه جوونی قبل از اینکه مرحوم دری منبر بره گفت : یه بیت شعر حافظ هست می خوام برام تفسیر کنید مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ چرا که وعده تو کردی و او…

دلتنگی

برای تو می نویسم که خوب بلدی با قلب من بازی کنی (( هر قدمی که دور تر می شوی انگار دنیا هم تنگتر می شود تا انجا که تنها نقطه های باقی می مانند … که انها هم می شوند سهم نوشته هایم می شوند ” سه نقطه ” می شوند سکوت می شوند بغض می شوند جایی که درست .. دلتنگی از انجا شروع می شود دلتنگتم باور…

بدون شرح

کاروان را دریاب. بر سر دوش عمو ،آن سه ساله دختر دستها را گره انداخته بر موی عمو زیر لب می گوید عمر کوتاه رقیه به فدای خم گیسوی عمو … پیشاپیش ایام سوگواری ارباب دلها بر ولیعصر مهدی دلها عج الله و محبین آل الله تسلیت و تعزیت باد اللهم لعن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد 4+

داستان یونس نقاش ونگین قیمتی

روزی یونس نقاش با دل ترسان و مضطرب نزد امام هادی علیه السلام رفت و گفت:«ای سید من، تو را درباره خانواده ام سفارش به نیکی می‌کنم.» امام فرمود:«چه خبر شده؟» یونس گفت:«تصمیم گرفتم از این جا بروم.» امام هادی علیه السلام در حالی که تبسمی بر لب داشت فرمود:«چرا؟» یونس گفت:«موسی بن بغا (یکی از مقامات حکومت بنی عباس) نگینی به من سپرد که بسیار ارزشمند و قیمتی است…

یاد باد

روزِ وصلِ دوستداران یاد باد یاد باد! آن روزگاران یاد باد! کامم از تلخیِ غم چون زَهر گشت بانگ نوش باده خواران یاد باد گرچه یاران فارغند از یاد من از من ایشان را هزاران یاد باد این زمان در کس وفاداری نماند زان وفاداران و یاران یاد باد مبتلا گشتم در این بند و بلا کوشش آن حق‌گزاران یاد باد گر چه صد رود است از چشمم روان زنده…

تقدیم ..

از مرز خوابم می گذشتم سایه تاریک یک نیلوفر روی همه این ویرانه ها فرو افتاده بود کدامین باد بی پروا دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟ در پس درهای شیشه ای رویاها در مرداب بی ته ایینه ها هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بود م یک نیلوفر روییده بود گویی او لحظه لحظه در تهی من می ریخت و من…

هدیه به یک دوست

تا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود، از هر مژه چون سیل روانه خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه ای تیر غمت را دل عشاق نشانه جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجد در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد یعنی که…

دهه ولایت

فقه غدیر غدیر دریایى از معارف است. فقه، فرهنگ، کلام، اخلاق و تفسیر، همه را دارد؛ ولى دریغ که گوهرهایش تا کنون استخراج نشده است، هر چند دستان سخاوتمند امواج غدیر گاه دانه‏هاى گرانبهایى را به ساحل‏نشینانش ارزانى داشته است. در این نوشتار بر آنیم نگاهى به فقه غدیر افکنیم، پیش از ورود به بحث توجه به چند نکته ضرورى مى‏نماید: * مراد از فقه غدیر اعمال مستحب این روز…

دل نوشته

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد مرا روزی مباد که بی یاد تو بنشینم اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامم باد اگر جان به جای دوست بگزینم (تقدیم به مخاطب خاص ) ۱۰۰۱ 3+

هدیه

با یادت ای بهشت من آ تش دوزخ کجاست عشق تو درسرشت من با دل و جان آ شناست با یادت ای بهشت من آ تش دوزخ کجاست عشق تو درسرشت من با دل و جان آ شناست چگونه فریادت نزنم چرا دم از یادت ننهم در اوج تنهائی اگر زمین ویرا نه شود جهان همه بیگانه شود تویی که با مایی 4+

تقدیم به یه دوست

جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد رمزی ز راز عشقت در صد زبان نگنجد                                  سودای زلف و خالت در هر خیال ناید                              اندیشه وصالت جز در گمان نگنجد   در دل چو عشقت امد سودای جان نماند در جان چو مهرت افتاد عشق روان نگنجد۱۰۰۱   6+