مهر ۲۰

گریه بر امام حسین

 
سید بحرالعلوم به سمت سامرا در حرکت بود در راه به این مساله ، که گریه بـر امـام حسین (ع) گناهان را می آمرزد، فکر می کرد.
همان وقت متوجه شد که شخص عربی که سـوار بـر اسـب اسـت بـه او رسـید و سلام کرد.
و پرسید: جناب سید درباره چه چیز به فکر فرو رفته ای ؟ اگر مساله علمی است بفرمایید شاید من هم اهل باشم ؟
سـیـد بـحرالعلوم فرمود:چطور می شود خدای تعالی این همه ثواب به زائریـن و گریه کنندگان بر سیدالشهداء(ع) می دهد، مثلا در هرقدمی که در راه زیارت بـرمـی دارد، ثواب یک حج و یک عمره به او داده میشود و برای یک قطره اشک تمام گناهان کوچک و بزرگش آمرزیده می شود؟ آن سوار عرب فرمود:تعجب نکن!برای شما مثالی می آورم.
سـلـطـانـی بـه همراه درباریان خود به شکار می رفت .
در شکارگاه از همراهیانش دور افتاد و به سـخـتی زیادی افتاد و بسیار گرسنه شد.
خیمه ای را دید و وارد آن شد.
در آن خیمه، پیرزنی را با پسرش دید.
آنان بز شیرده ای داشتند و از راه مصرف شیر این بز، زندگی خود را می گرداندند.
آنها سلطان را نشناختند، ولی به خاطر پذیرایی از مهمان ، آن بز را سربریده و کباب کردند، زیرا چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند.
سلطان شب را آنجا خوابید و روز بعد، هر طوری که بود خود را به درباریان رسانید و جریان را برای آنها نقل کرد.
و از ایشان پرسید: اگر بخواهم پاداش میهمان نوازی پیرزن و فرزندش را بدهم ، چه عملی باید انجام بدهم؟
شخصی گفت:به او صد گوسفند بدهید.
دیگری گفت:صد گوسفند و صد اشرفی بدهید.
یکی دیگر گفت : فلان مزرعه را به ایشان بدهید. و …
سـلطان گفت : هر چه بدهم کم است ، زیرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت مقابله به مثل کرده ام .
چون آنها هر چه را که داشتند به من دادند.
من هم باید هرچه را که دارم به ایشان بدهم تا سر به سر شود.
بعد سوار عرب به سید فرمود: حالا جناب بحرالعلوم ، حضرت سیدالشهداء (ع) هرچه از مال و منال و اهـل و عـیـال و پـسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت همه را در راه خدا داد پس اگر خـداونـد بـه زائرین و گریه کنندگان آن همه اجر و ثواب بدهد، نباید تعجب نمود، چون خدا که خـدائیش را نمی تواند به سیدالشهداء (ع)بدهد، پس هر کاری که می تواند، انجام می دهد، یعنی با صـرف نظر از مقامات عالی خودش ، به زوار و گریه کنندگان آن حضرت ، درجاتی عنایت می کند.
در عین حال اینها را جزای کامل برای فداکاری آن حضرت نمی داند.
.
چون شخص این مطالب را فرمود، از نظر سید غایب شد و بعد از رفتن آن شخص, متوجه شد که او حضرت مهدی (عج) است…

مطالب مرتبط

3+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
  • avatar

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

Notify of
avatar
wpDiscuz