آبان ۲۷

پدر

پدر پشت در نقاب خنده هایش را می زند و غم هایش را در جیبش می ریزد و وارد خانه می شود
پدر ناراحتی هایش را پشت روزنامه پنهان می کند.پدر در تمام آینه ها فریاد می زند : حال من خوب است
پدر دوستت دارم ها را با چشمانش می گوید چون عشق پدر همیشگی است
پدر ، سایبان لحظه های بارانی چشمان پدر ، شعری است مردانه
پدر سرباز کهنه کار جبهه های روزگار پدر برای من همیشه پدر خواهد ماند


مطالب مرتبط

3+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
  • avatar

دیدگاه بگذارید

5 Comments on "پدر"

Notify of
avatar
Sort by:   newest | oldest | most voted
raha
Guest

لایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییک

0