مهر ۱۱

وهب و مادرش

از یاران حسین بن علی علیه السلام، و از اولین شهداء کربلا در عاشورا سال ۶۱ هجری قمری، کنیه اش «ابو وهب» و از قبیله «کلب» و از تیره «علیم». جوانی دلاور و حماسی، بلند قامت و تیره رنگ و از شیعیانی که در کوفه ساکن و از مهاجران آنجا بود. عبدالله، حسین بن علی علیه السلام را همراهی می کند.
سال ۶۰ هـ.ق، زمانیکه حسین بن علی (ع) با یزید بن معاویه (حاکم اموی) بیعت نکرد و علیه او قیام نمود با اصحاب و یارانش در سرزمین کربلا (در عراق) به جنگ با یزیدیان پرداخت.
عبداله بن عمیر یکی از یاران امام حسین علیه السلام است که با همسر و مادرش برای یاری آن حضرت از کوفه به کربلا آمد.
وی زمانی که نیروهای «عمر بن سعد» را آماده دید که از نخیله (مکانی در نزدیکی شهر کوفه)، به جنگ حسین بن علی (ع) به کربلا می روند، با همسرش تصمیم خود را گرفتند و برای مقابله با دشمن (بنا به نقلی، شب هشتم محرم)، به یاران امام (ع)، در کربلا ملحق شدند.


  آزاده ای چنین!


روز دهم محرم سال ۶۱ هـ.ق (روز عاشورا)، با افتتاح جنگ از سوی دشمن یعنی لشگر عمر بن سعد، «یسار و سالم»، دو غلام «زیاد بن ابی سفیان و عبیدالله بن زیاد»، اولین کسانی بودند که به میدان آمده و مبارز خواستند.
عبدالله بن عمیر، از لشگر امام (ع) به جنگ آنها آمد، آنها نژاد او را پرسیدند، او نسب خودش را گفت و بعد از جدلی، به آنها حمله کرد، اول یسار را به زمین انداخت که ناگهان «سالم» به کمک «یسار» آمد و به «عبدالله» حمله کرد، عبدالله دست چپ خود را سپر کرد، از این رو، انگشتانش قطع شد ولی اعتنایی نکرد و همچنان با شمشیر به مبارزه خودش ادامه داد و هر دو غلام را کشت.


وی در میدان جنگ چنین رجز می خواند،
ان تنکرونی فانا ابن کلب *** حسبی ببیتی فی علیم حسبی
انی امروء ذمومره و عصب *** و لست بالخوار عند النکب
انی زعیم لک ام وهب *** بالطعن فهیم مقدما و الضرب
ضرب غلام مومن بالرب

ترجمه: اگر مرا نمی شناسید بدانید من فرزند (قبیله) کلب هستم. در افتخارم همین بس که از خاندان معروف «علیم» هستم. منم مردی صاحب عقل و قوت که در هنگام سختی ناتوان نیستم. ای مادر وهب؛ من پشتیبان تو هستم و تعهد می کنم که با نیزه و شمشیر در ضربت زدن از آنها، پیشدستی کنم، مانند ضربت جوانی که ایمان به خدا دارد و مومن است.

مادر و همسر فداکار
در همین حال همسر عبدالله (ام وهب)، عمودی برداشت و به یاری شوهرش شتافت و می گفت پدر و مادرم به فدایت، از پاکان و نیکان خاندان و ذریه پیغمبر دفاع کن.
سپس عبدالله در یکی حمله به فرماندهی «شمر بن ذی الجوشن» که از سوی عده ای به جناح چپ سپاه امام علیه السلام شد بعد از استقامت عجیبی که از خود نشان داد، به شهادت رسید.
قاتلین او به نقل تاریخ طبری و کامل، هانی بن ثبیت حضرمی و بکیر بن حی تمیمی بودند نامش در زیارت ناحیه مقدسه آمده است.
بعد از شهادتش، همسرش به بالین او آمد و در کنار جسد مطهر و قطعه قطعه شوهرش، خون از چهره او پاک نمود و گفت: بهشت بر تو گوارا باد، بنا به نقل برخی از تواریخ، یکی از غلامان «شمر» بنام «رستم»، به دستور او، با گرزی به همسر عبدالله حمله کرد و سر او را شکست و در همانجا او نیز به شهادت رسید و سپس سر عبدالله را از تنش جدا کرد و به طرف خیمه های امام، پرتاب کرد.
مادر عبدالله بن عمیر، که در میان خیمه بود سر فرزندش را برداشت، خون از چهره اش پاک کرد و به سوی صف لشگر حرکت کرد ولی امام حسین (ع) دستور داد او را به خیمه اش برگرداندند و خطاب به وی فرمود خدا رحمتت کند، به سمت خیمه برگرد که جهاد از تو برداشته شده، مادر به گفته امام (ع) به خیمه برگشت، در حالی که می گفت: خدایا امید مرا قطع نکن

داستان مادر وهب را در ادامه مطلب بخوانید


وهب پسر عبدالله روز عاشورا همراه مادر و همسرش در میان لشکر امام حسین علیه السلام بود.
روز عاشورا مادرش به او گفت : فرزند عزیزم ! به یارى فرزند رسول خدا قیام کن .
وهب در پاسخ گفت : اطاعت مى کنم . و کوتاهى نخواهم کرد. سپس به سوى میدان حرکت کرد.
در میدان جنگ پس از آنکه رجز خواند و خود را معرفى نمود به دشمن حمله کرد و سخت جنگید. بعد از آنکه عده اى را کشت به جانب مادر و همسرش برگشت . در مقابل مادر ایستاد و گفت :
اى مادر! اکنون از من راضى شدى ؟
مادرش گفت : من از تو راضى نمى شوم ، مگر اینکه در پیش روى امام حسین علیه السلام کشته شوى .
همسر وهب گفت : تو را به خدا سوگند! که مرا در مصیبت خود داغدار منما.
مادر وهب گفت : فرزندم ! گوش به سخن این زن مده . به سوى میدان حرکت کن و در پیش روى فرزند پیغمبر صلى الله علیه و آله بجنگ تا شهید شوى تا فرداى قیامت براى تو شفاعت نماید.
وهب به میدان کارزار برگشت و رجز مى خواند که مطلع آن چنین است :
– (انى زعیم لک ام وهب بالطعن فیهم تاره و الضرب …).

و با تمام قدرت مى جنگید تا اینکه نوزده نفر سوار و بیست نفر پیاده از لشکر دشمن را به قتل رساند.
سپس دستهایش قطع شد. در این وقت همسرش ‍ عمود خیمه را گرفت و به سوى وهب شتافت در حالى که مى گفت : اى وهب ! پدر و مادرم فداى تو باد. تا مى توانى در راه پاکان و خاندان پیامبر بجنگ .
وهب خواست که همسرش را به سراپرده زنان بازگرداند. همسرش دامن وهب را گرفت و گفت :
– من هرگز باز نمى گردم تا اینکه با تو کشته شوم .
امام حسین علیه السلام که این منظره را مشاهده کرد، به آن زن فرمود:
– خداوند جزاى خیر به شما دهد و تو را رحمت کند. به سوى زنان برگرد. زن برگشت سپس وهب به جنگ ادامه داد تا شهید شد.- رحمه الله علیه همسر وهب پس از شهادت او بى تابانه به میدان دوید و خونهاى صورت وهب را پاک مى کرد که چشم شمر به آن بانوى باوفا افتاد و به غلام خود دستور داد تا با عمودى که در دست داشت بر او زد و شهیدش نمود. این اولین بانویى بود که در لشکر امام حسین علیه السلام روز عاشورا شهید شد

نکته قابل توجه!
مناسب است که در اینجا مطلبی که در خور اهمیت است مطرح شود و آن اینکه: در کتب تاریخ و مقاتل، در میان صحابه و یاران حسین بن علی (ع)، و شهداء عاشورا، آنگاه که سخن از شخصیتی به میان می یاید که از خاندان «کلب» به همراه همسر و مادرش در کربلا بوده و چگونه شهید شده، گاهی بنام «عبدالله بن عمیر کلبی» و گاهی بنام وهب بن عبدالله» یا «وهب بن جناب کلبی» معرفی شده است.
از طرف دیگر، چون بنا به نقل بعضی از مقاتل و کتب رجال، در میان یاران حسین بن علی (ع)، شخصی بنام «وهب» وجود داشته که تازه از دین مسیحیت به اسلام گرویده بود اشتباها مطالبی را که درباره «عبدالله بن عمیر کلبی» ذکر کردیم، درباره همین «وهب» نصرانی نقل شده است

Sham

ولی با تحقیقاتی که انجام شده، آنچه که برای مورخین و ارباب مقاتل موجب اشتباه گردیده، اینست که کنیه عبدالله بن عمیر، «ابو وهب» و کنیه همسرش «ام وهب» بوده با توجه زیادی که در صحنه عاشورا، صحبت از «ام وهب» هست که چگونه به میدان رفته و تلاش بسیار کرده و در کنار «وهب» چنین و چنان ….، این تصور پیش آمده که این «ام وهب» با این خصوصیات، مادر «وهب» نام، در کربلا بوده که آنگونه شهید شده است
در صورتیکه ام وهب، مادر شهید نیست بلکه همسر شهید می باشد و تدریجا «عبدالله بن عمیر کلبی» از «ابو وهب کلبی» به «وهب کلبی» تبدیل شده و از کتابی به کتاب دیگر به مرور ایام، منتقل شده است. لازم به ذکر است که در کتب تاریخ و رجال، نظیر این نوع اشتباهات، مخصوصا در اثر تعدد القاب و نام اشخاص، زیاد دیده می شود.
این بود بررسی ما که در اختیار محققین قرار دادیم، باشد تا کاوشگران در آینده، چه نظر دهند؟
و اما در مورد «وهب نصرانی» اگر در اصل هم صحیح باشد، فروع قضیه نیازمند بحث و بررسی است که باید در جای خود مطرح شود

 

مطالب مرتبط

4+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

Notify of
avatar
wpDiscuz