خرداد ۲۲

نقـش رسانه هـای غـرب در شکل گیری اسلام هراسی

نقـش رسانه هـای غـرب در شکل گیری اسلام هراسی

چیزی حدود چهارصد سال از انعقاد نطفه غرب جدید می‌گذرد. از قرن شانزدهم تا امروز که غرب در حوزه فرهنگی و تمدنی آخرین مرحله قد کشیدن را تجربه کرده و افول و غروب را به تجربه نشسته است. در طی این مدت بیش از دویست سال تجاوز به مرزهای خاکی جهان اسلام و هجمه‌ فرهنگی به این سرزمین و فرهنگ و تمدن و اخلاق مردم این سرزمین را شاهد بوده‌ایم.

چند سالی است که با بروز ترک و شکاف بر دیواره‌های تمدن متجاوز غربی، شاهد نوعی تمایل به اسلام در جهان غرب هستیم. یکی از نمایندگان پارلمان هلند درباره این موج اسلام‌گرایی از تعبیر «سونامی اسلامی» یاد می‌کند. یک نگرانی که امروزه به مهم‌ترین بحران اجتماعی برای شهروندان اروپایی و آمریکا یاد می‌کنند.

علیرغم وجود خشونت در بسیاری از نقاط جهان، از ایرلند گرفته تا لبنان و حوزه دریای آرام و درحالیکه بسیاری از مذاهب از مسیحیت گرفته تا هندوییسم در گیر آن هستند، جهان غرب اسلام را بیش از هر مذهب دیگری به خشونت پیوند می دهد. تسلط مسلمانان بر اسپانیا، جنگهای صلیبی، که آغاز آن ازسوی مسلمانان نبود، و استیلای امپراطوری عثمانی بر اروپای شرقی، خاطره ای تاریخی از اسلام به دست می دهد که با قدرت و خشونت همراه است. به علاوه، جنبشهایی که در چند دهه گذشته در خاورمیانه به وجود آمده اند، به خصوص آن هایی که به نام اسلام و در پی حل مشکلات جهان اسلام هستند، بدون آنکه مسلمانان در ظهورشان نقشی داشته باشند، به نوعی این تصویر را در غرب رواج داده اند که اسلام همراه با خشونت است. (۱)

در طول تاریخ ارتباط مستقیم بین روند گسترش اسلام و اقدامات اسلام ستیزانه و اسلام هراسانه وجود داشته است. هرگاه روند گسترش اسلام به ویژه در سرزمین های غرب شدت گرفت در واکنش به آن تلاش ها برای مخدوش کردن چهره اسلام و مسلمانان نیز تشدید شده است.

اسلام هراسی، از اصطلاحات تازه ای است که به تازگی و به طور خاص، در زمینه رابطه اسلام با غرب، نسبتا تداول یافته است. می توان گفت این پدیده در تاریخ کهنی ریشه دارد که سرشار از سلسله درازی از روابط نا آرام میان غرب و اسلام است و در طی این روابط نا آرام، هراس از اسلام در ذهنیت غرب تثبیت شده و موجب شده تا آنان اسلام را چونان خطری جدی بنگرند که تهدید کننده هر چیز غربی است. شاید بتوان عقبه آن را به جنگ های صلیبی که بین مسلمانان و مسیحیان اروپایی در گرفت دانست. در جنگ های صلیبی تعداد زیادی از مسیحیان و همچنین مسلمانان کشته شدند.

در دوران معاصر از حدود یک قرن پیش موج مهاجرت مسلمانان به غرب دامنه دار شده و مسلمانان مقیم در اروپا و غرب، با مقاومت در برابر حل شدن در فرهنگ غربی و پافشاری بر نقاط افتراق و تقید به ظواهر دینی و شرعی، از نگاه غربی ها به «کلنی های ناآشنا و بیگانه» مبدل شده اند. در کنار چنین مسئله ای رسانه های غربی تصویری غیرواقعی از مسلمان و مسلمانی ارائه داده و برداشتی یک جانبه از اسلام را به افکار عمومی اروپا و غرب عرضه کرده اند که در آن مسلمانان خود را برتر از دیگران می دانند؛ اسلام درصدد است بر سراسر جهان حکومت کند؛ قوانین اسلامی با حقوق بشر همخوانی ندارد؛ اسلام دینی خشونت طلب، عصبی و مولد اندیشه تروریسم است؛ اسلام، جهاد و جنگ و خونریزی را امری مقدس بر می شمارد؛ مسلمانان افرادی بدبین، منزوی، جدایی طلب، گوشه گیر و بی اعتنا به تغییر و تحول هستند و… (۲)

در بیان ریشه اصطلاح اسلام هراسی باید گفت که Islamophobia از کلمات اسلام، حرف لاتین مابعد کلاسیک o و کلمه Phobia، به معنای ترس نامعقول از چیزی یا بیزاری از آن، تشکیل یافته است. پسوند phobia دو کاربرد کلی و متفاوت دارد. این پسوند گاه در روانشناسی در مورد افراد به معنای نوعی بیماری به کار می‌رود و گاه در زمینه‌ای اجتماعی و در کنار اصطلاحات مربوط به ضدیت با اقوام و ملیت‌ها استفاده می‌شود. مورد نخست، فاقد دلالت مستقیم سیاسی است؛ ولی مورد دوم دلالتی سیاسی دارد. (۳)

واژه‌ی «اسلام‌ترسی» در قاموس سیاسی اروپا، معانی مشخصی دارد، چنان که در قرن نوزدهم، واژه‌ی «سامی‌ستیزی» چنین وضعی داشت، تحت این عنوان که منظور از آن تروریسم اسلامی است، ده‌ها همایش و میزگرد سیاسی و فکری در غرب برگزار شده است تا به بررسی نقاط هراس از اسلام و مسلمانان و ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن بپردازد.

نخستین کار نظرسنجی میدانی از سوی مؤسسه‌ای مستقل که محور پژوهش خود را اوضاع مسلمانان در انگلستان قرار داده است، انجام شد. مؤسسه‌ی رنیمید ترست پیش از این نیز پژوهش مشابهی در باب سامی‌ستیزی در جهان، در سال ۱۹۹۴ م انجام داده بود. این مؤسسه در پژوهش خویش، دیدگاه‌‌های مختلف در باب نزاع کنونی میان مسلمانان و غیرمسلمانان را گردآوری کرده و در پایان، به مجموعه‌ای از رهیافت‌های اجتماعی و حقوقی دست یافته که در برقراری پل‌های تفاهم میان گروه‌های دینی در انگلستان یاری می‌رساند.

در کمیسیون تحقیق پیرامون «اسلام هراسی»، ریچارد چارلز اسقف لندن و خاخام جولیاتوبرگر و پروفسور اکبر احمد، استاد انسان شناسی دانشگاه کمبریج و دکتر زکی بدوی متفکر مسلمان و رییس شورای یهودی برابری نژادی مشارکت دارند.

این پژوهش اشاره می کند که در بیست سال گذشته، پدیده‌ی اسلام‌هراسی روشن‌تر، خشن‌تر و خطرناک‌تر شده است و برانگیختن هراس از اسلام، گاه به گونه‌ای ویران‌گر و خباثت‌آمیز جریان داشته است و به بخشی از زندگی روزمره بریتانیایی‌ها تبدیل گشته است.

این پدیده شبیه سامی‌ستیزی است که در اوایل قرن بیستم رواج داشته است. این پژوهش می‌افزاید: شیوع احساسات ستیزه‌جویانه نسبت به مسلمانان، می‌تواند صداهای معتدل در متن اقلیت‌های مسلمان را خفه کند و تندروی و دشمنی نسبت به فرهنگ غربی را برانگیزد. (۴)

عوامل شکل گیری اسلام هراسی
در تحلیل پدیده اسلام هراسی، مانند تحلیل هر پدیده دیگر نمی توان آن را تک سبب و تک علتی دانست. اسلام هراسی اسباب متعددی دارد که از درجه اهمیت و قدرت متفاوتی برخوردارند. اکنون خواهیم کوشید تا برجسته ترین اسباب و عوامل آن را بررسی کنیم.

الف. سرشار بودن تاریخ از درگیری های میان اسلام و غرب
می توان گفت که فتوحات اسلامی، مرزها و آفاق اسلام را در طول قرن ها درهم نوردید و حوادث ناشی از آن، مانند درهم شکستن کاروان های نظامی روم و انهدام مراکزشان در زیر گام های سربازان مسلمان، نخستین تجربه های دردناکی بود که غرب در رابطه اش با جهان اسلام، با آن رویا رو می شد. همین تجربه ها بود که تخم ترس از اسلام را در ذهنیت غربی کاشت و موجب پرورش گرایش بیمارانه ای در آن گردید که بر رابطه اش با جهان اسلام حاکم شد

ب. جهل نسبت به اسلام
بنا به باور رایج (و حدیث امام علی علیه السلام) انسان عادتا مایل به عداوت به چیزی است که بدان جهل دارد؛ یعنی به گونه ای جاهلانه آن را خطری پیچیده بر خویش می شمارد که اجتناب از آن را اقتضا می کند. حال همین امر است که می تواند ترس از اسلام و تمایل به ستیز با آن و نفرت به آن را در میان غربی ها تفسیر کند. چرا که در غرب، اطلاعاتی سطحی نسبت به اسلام وجود دارد که از منابعی نامطمئن و فاقد احاطه علمی به اسلام اخذ شده است. مواد درسی دانشگاهی در غرب، هنوز هم اطلاعات غلط و گمراه کننده ای از اسلام در خود دارد که در مکتب شرق شناسی ریشه دارد. آنان اسلام را از طریق مستشرقین می شناسند. یعنی غربیانی که در زمینه شرق و به طور خاص اسلام دست به پژوهش زده اند در حالی که خود تفکرات غربی دارند. و امروزه به درستی می دانیم که هستی شناسی و معرفت شناسی انسان ها در تمدن های مختلف متفاوت است. معرفت شناسی یک انسان غربی با یک انسان شرقی یکی نیست. و همین طور به طریق اولی یک انسان مسیحی و یک انسان مسلمان. کسی می تواند از اسلام و مبادی و مبانی آن صحبت کند که در محیط معرفتی و فرهنگی آن زندگی کرده و با آن پرورش یافته است. و اساسا به همین علت است که می بینیم بسیاری از تحلیل های مستشرقین و اسلام شناسان غربی درست از آب در نمی آید. (۵)

ج. تعارض منافع و اختلاف خاستگاه های ارزشی
بخش مهمی از این چالش، بر تعارض منافع میان اسلام و غرب استوار است. بسیاری از اندیشه های لیبرال دموکراسی با مبانی دینی و اسلامی ناسازگاری دارد. موضوعاتی نظیر آزادی های کامل فردی، جنسی، معاشرتی، آزادی استفاده از مشروبات الکلی، آزادی های بی قید و بند زنان و … از این دست اند. البته این نکته نیز باید گفته شود که غرب تا حدی آمادگی پذیرش اسلام معتدل را دارد؛ اسلامی که منافع سیاسی و اقتصادی اش را تضمین کند و تهدیدی برای آن نباشد.

مراحل اسلام هراسی
پدیده اسلام هراسی در دنیای معاصر را می توان به لحاظ تاریخی در چند مرحله تقسیم بندی نمود. (۶) این مراحل به اجمال عبارتند از:

مرحله اول
مرحله اول این پروژه به صورت مشخص از اواخر دهه ۸۰ میلادی آغاز شد. چرائی عملیاتی شدن اسلام هراسی و اسلام ستیزی نیز به موضوعاتی چون پیروزی انقلاب اسلامی و رشد و از سرگیری جریان های تندرو و بنیادگرای اسلامی در جهان اسلام دانست. انقلاب اسلامی ایران در سال های نخست پیروزی باعث به وجود آمدن و ظهور خود آگاهی دینی در میان مسلمانان و بازیابی هویت اسلامی شد و این مهم نیز گفتمان بیداری اسلامی را به منصه ظهور رسانید و گفتمان بیداری اسلامی تدریجا به گفتمان مسلط جهان اسلام تبدیل گردید.

مرحله دوم
که از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۸۹ آغاز می شود. با فروپاشی بلوک شرق و شوروی سابق مطابق دیدگاه های محافظه کارانه افرادی چون لئو اشتراوس مبنی بر وجود یک دشمن واقعی یا فرضی به عنوان یکی از راهبردهای سیاست خارجه ایالات متحده، پروژه اسلام هراسی مورد اهتمام و توجه بازیگران سلطه گر قرار گرفت. در همین راستا مراکز تصمیم ساز ایالات متحده سعی کردند برای پر کردن خلأ بیگانه هراسی و محاصره اندیشی، خطر اسلام را جایگزین خطر کمونیسم نمایند.

از این رو و در فاز جدید، راهبرد اسلام هراسی را از مجاری صرف تبلیغاتی خارج کرده و به آن زیر ساخت به اصطلاح علمی و فرهنگی دادند. در این رابطه و در سال ۱۹۹۳ تئوری برخورد تمدن ها از سوی« ساموئل هانتینگتون» مطرح گردید. هانتیگتون در نظریه خود که به جهان پس از فروپاشی بلوک شرق نظر دارد سخن از شکل گیری تمدن ها می کند و از این پس روابط و منازعات بین الملل را در عرصه فرهنگی و تمدنی می داند. وی از میان تمدن های نام برده بیش از همه به تمدن اسلامی تاکید می ورزد. و معتقد است که جهان غرب باید به گونه ای این تمدن را مهار کند.

القاء این مفاهیم که قوانین اسلامی ناقض حقوق بشر است. اسلام دینی خشونت طلب و مروج عصبیت است، دین اسلام بنیادگرا و مخالف علم و پیشرفت می باشد، اسلام مولد اندیشه تروریسم است و… بخشی از فاز جدید اسلام هراسی و اسلام ستیزی در این مرحله را شامل می شود.

مرحله سوم
سومین موج اسلام هراسی پس از حادثه ۱۱ سپتامبر و انفجارهای نیویورک و واشنگتن عملیاتی شد. در این مرحله رسانه های تحت کنترل نظام سلطه سعی کردند بنیان روابط جهان اسلام و غرب را دگرگون سازند، از این رو به شدت و حدت گسترده ای این عبارت که خطوط گسل تمدنی بین اسلام و غرب فعال شده است را القا می کردند. بعد از واقعه ۱۱ سپتامبر بود که جورج بوش اعلام می کند که جنگ های صلیبی مجددا شروع شده است. وی کشورها را از این پس به دو گروه دوست ایالات متحده و دشمن ایالات متحده تقسیم بندی می کند. که هر که با ما نیست پس بر ما است. از این روی سخن از محور شرارت کرده و کشورهای ایران و کره و سوریه را به عنوان کشورهای حامی تروریست و نقض کننده منافع دنیای آزاد و جهان غرب معرفی می کند.

دو روز پس از انفجارهای ۱۱ سپتامبر، روزنامه هرالدتریبون در مقاله ای به قلم جان وینکور نوشت که این حوادث برخورد تمدن های اسلامی و غرب را آشکار ساخته است.

اسلام هراسی و اسلام ستیزی توسط امپراتوری های خبری و رسانه ای نظام سلطه آنچنان ساماندهی شد که نخست وزیر وقت ایتالیا در اظهاراتی نسنجیده تمدن غرب را اصیل تر از تمدن اسلامی خواند و مسلمانان را به علت آنچه او فرودستی می نامید مورد تحقیر قرار داد. (۷)

در ادامه این روند، فوکویاما یک ماه پس از حادثه ۱۱ سپتامبر در مصاحبه ای با روزنامه گاردین تاکید کرد که اسلام تنها نظام فرهنگی است که مدرنیته غربی را تهدید می کند. او تصریح کرد که که آمریکا می تواند برای شکستن مقاومت کشورهای اسلامی در برابر مدرنیته از توان نظامی خود استفاده کند.

در همین رابطه ویلیام کوهن، وزیر دفاع اسبق آمریکا و از استراتژیست های برجسته این کشور اعلام داشت جنگ آمریکا و متحدانش با اسلام، جنگ چهارم جهانی است. وی جنگ جهانی سوم را دوران جنگ سرد و به مدت ۴۵ سال می داند و جنگ جهانی چهارم را هم نبرد بین تمدن غرب و اسلام معرفی می کند.

نقش رسانه ها:
در ابتدا باید بدانیم که مقوله ای به نام رسانه از منظر ساز و کار موضوعی به نام «قدرت» جزو حوزه قدرت نرم محسوب می شود.
بر اساس تقسیم‌بندی «ژوزف نای» یکی از نظریه پردازان مطرح دکترین قدرت نرم، قدرت بر دو نوع «قدرت سخت» Hard power و «قدرت نرم» Soft power تقسیم می‌شود. اما در ایران تقریبا از یک دهه پیش تا به حال، قدرت را بر سه دسته تقسیم بندی می‌کنند. و در حد فاصل بین قدرت سخت و قدرت نرم، از قدرت دیگری به نام «قدرت نیمه سخت» نام می برند. این تقسیم‌بندی سه گانه از قدرت تنها مخصوص ایران است و در هیچ عرف آکادمیکی چنین تقسیم‌بندی وجود ندارد. حال باید ببینیم که این سه نوع قدرت چه تعریف و چه اجزاء و ابزاری دارند و نیز هر یک از آنها ناظر بر کدام یک از حوزه ها هستند:

۱- قدرت سخت
همان طور که از اسم آن می توان دریافت، ناظر بر قدرت نظامی و توان نظامی است. بنابراین موضوعی به نام «خشونت» عنصر اساسی آن است. از طریق اعمال قدرت سخت است که شخص یا کشور خاصی را «مجبور» به انجام دادن کاری می‌کنند. بنابراین قدرت سخت، «قهری» و «اجبار‌آمیز» است. این نوع قدرت معمولا زمانی استفاده می‌شود که کشوری بخواهد کشور و سرزمینی دیگر را به تصرف خود در آورد.

۲- قدرت نیمه سخت
ساز و کار قدرت نیمه سخت از طریق «تشویق» و «تنبیه» است. حوزه ی کاری این نوع قدرت متنوع است و مشتمل بر حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و .. می شود. از طریق به کارگیری قدرت نیمه سخت می‌توان با استفاده از اعضای یک کشور، «دولت»ی دست نشانده در آن کشور به وجود آورده و از این طریق بر دولت و بازار و ارکان مهم آن جامعه تسلط پیدا کرد.

۳- قدرت نرم
که بیشتر ناظر بر ابعاد فرهنگی، روانی و اطلاعاتی است. در این نوع قدرت، به جای تصرف و تسلط سرزمین‌ها و یا دولت‌‌ها، تصرف «ذهن» ‌ها و «قلب‌»ها مد نظر قرار می گیرد. و از این طریق، یعنی با تسلط بر ذهن و قلب افراد یک جامعه می‌توان آنان را به «اقناع» رساند. به سادگی روشن است که ابزارهای رسیدن به چنین هدفی در اولویت اول، رسانه های فرهنگی و اطلاعاتی است.

نکته مهم این است که در مقابل قدرت سخت و نیمه سخت می‌توان صلابت به خرج داد و مقابله به مثل کرد. اما در فرایند قدرت نرم از آنجا که فعالیت ها و عملکردهای آن به صورت غیر مستقیم و ناملموس است، انسان بدون آن که بداند تحت تاثیر قرار می گیرد. در جریان موضوعی به نام اسلام هراسی بیش از همه این رسانه هایی نظیر سینما و اینترنت و مطبوعات و… است که به عنوان مهم ترین ابزار جنگ نرم نقش بازی می کند.

ارائه تصویری موحش از مسلمانان، منتسب ساختن تمامی حوادث سوء، انفجارها، ترورها، بحران‌های اقتصادی به مسلمانان در دستور کار رسانه‌های غربی است. ساخت فیلم‌هایی شبیه فتنه، چاپ کاریکاتور و امثال اینها تنها یک از هزار نمونه هستند، ارائه تصویری از مسلمانان هواپیما ربا، شهوت ران، بی‌رحم و تروریست در فیلم‌های هالیوودی بازوی دیگری این پروژه، درگیر کردن مسلمانان با هم و سوق دادن تضادها و کشمکش‌ها به درون سرزمین‌های اسلامی است.

یکی از مخالفان این جریان به نام «جک جی، شاهینی» کتابی با عنوان «عرب تلویزیونی» در سال ۱۹۸۴ منتشر کرده که در آن یکصد برنامه تلویزیونی محبوب و پر مخاطب طی مدت ۸ سال در ایالت متحده مورد بررسی قرار گرفت است. نویسنده نتیجه گرفته که در این ۸ سال و طی یکصد برنامه تلویزیونی که یکصد و پنجاه میلیون نفر در ایالات متحده آمریکا مخاطب داشته حتی یک ویژگی خوب و مثبت به مسلمانان نسبت داده نشده است. (۸)

در هالیوود تمام مردم جهان به غیر از آمریکایی‌ها نوعی شرارت را به یدک می‌کشند. که مثلاً ایتالیایی‌ها مافیایی، آسیایی‌ها حیله گر، سیاه پوستان بی‌فرهنگ و مردم آمریکای لاتین خریدار و فروشنده مواد مخدر معرفی می‌شوند که شخصیت آمریکایی باید با تمام این گروهها مبارزه کند و افراد مظلوم را نجات دهد. در فیلمها و خبرهای آمریکایی اغلب از ادیان و قومیتهای مختلف چندان تصویر مناسبی ارائه نمی‌شود؛ ولی شاید بتوان گفت این بی انصافی‌ها در حق ادیان و سنتهای جهان درباره‌ی مسلمانان و دین اسلام بیشتر از سایرین بوده است. مسلمانان در فیلمهای هالیوودی به عنوان افرادی به تصویر کشیده می‌شوند که هواپیما ربایی می‌کنند، بمب کار می‌گذارند و آدم می‌کشند و در این میان زنان مسلمان مظلومینی نشان داده می‌شوند که از سوی مردان مورد ظلم واقع می‌شوند و در حقیقت برده‌ی مردان مسلمان هستند.

آنها اینگونه مسئله را جلوه می‌دهند که عربها و به طور کلی مسلمانان اساساً بی فرهنگ و خشن هستند و اسرائیل و آمریکا تنها برای حفظ حیات خود بین این همه خشونت ناچار هستند از نیروی نظامی استفاده کنند و همین تبلیغات کافی است که حجم بمب و گلوله در افغانستان و عراق و سایر کشورهای جهان به چشم جهانیان نیاید و به جای آن وقتی بمب های رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۶ خانه و کاشانه بسیاری از شهروندان جنوب لبنان را با خاک یکسان می‌کند رسانه های آمریکایی به نقل از «آلن درشویتس» نظریه‌پرداز یهودی ساکن آمریکا این اقدامات را به عنوان دفاع از یک کشور متمدن در برابر گروهی مسلح به نام حزب الله ذکر کنند که در صورت نبود این حملات کشورهای متمدن دیگر نیز باید منتظر حملات از سوی مسلمانان تندرویی مثل حزب الله و گروههای شیعی در ایران و پاکستان باشند. (۹)

در خبرنامه ها و عکس های خبری، اعراب همواره به تعداد انبوه نشان داده می‌شوند که هیچ فردیت و هیچ ویژگی شخصی یا تجربه شخصی در آنها دیده نمی‌شود. اغلب عکسی حاوی خشم و بدبختی یا ژست غیرعقلانی از آنها به تصویر می‌کشند. پشت سر این تصاویر، تهدیدی بنام «جهاد» خوابیده است. برآیند کار، ایجاد نوعی ترس از مسلمانان (یا اعراب) است که کل جهان را تهدید می‌کند. (۱۰)

به طور کلی می‌توان گفت که اسلام در بیشتر رسانه‌های تبلیغاتی غرب، «خطری بزرگ برای تمدن غربی» به حساب می‌آید و مسلمانان نیز عموماً گروه‌های خشونت طلب و تندرو که جهاد را پیشه‌ی خود قرار داده و به چند همسری (تعدد زوجات) اعتقاد دارند و مخالف سکولاریسم و آمیختگی با دیگر مردم هستند، شناخته شده‌اند.

در رسانه های غربی، انسان مسلمان به گونه‌ای تصویر می‌شود که گویی سوار بر اسب در دست شمشیری دارد یا عربی است که کیسه‌ای پر از دلار حمل می‌کند و در حقیقت دستمایه‌ی جوک‌ها و طنزهای روزنامه‌های غربی را فراهم ساخته است.

پیامد چنین عملکردهایی موج اعتراض ساکنان اروپایی نسبت به مسلمانان و وجود نمادها و المان های اسلام چون مساجد و مناره ها و … است. به گزارش ایرنا به نقل از روزنامه دیلی تلگراف در یک نظر سنجی بیش از نیمی از شرکت کنندگان در آن مخالفت خود را با ساخت مسجد در محله خود اعلام کرده اند.

نتایج این نظرسنجی نشان می دهد مخالفت با اسلام افزایش پیداکرده است و اینکه بیشتر مردم انگلیس خواستار تحدید آزادی بیان به دلیل خاموش کردن افراط گرایان مذهبی هستند. (۱۱)

چندین ماه پیش در اخبار آمده بود که در ادامه اهانت علیه مسلمانان، در شهر دارحوس دانمارک از سوار شدن بانوان محجبه به اتوبوس جلوگیری کردند که واکنش اعتراض‌آمیز مسلمانان را در پی داشت.

سازمان آزادی‌های مطبوعات دانمارک هم اخیراً با انتشار بیانیّه‌ای اعلام کرده است که نسخه‌های کاریکاتورهای موهن ضدّ اسلام را که سه سال پیش در مجله‌ای منتشر کرده بودند در تیراژ ۱۰۰۰ نسخه با امضای کاریکاتوریست آن روانه بازار ساخته است.

در آغاز سال ۲۰۰۸ در راستای گسترش اسلام‌ستیزی در اروپا در همایشی با نام شهر ضدّ اسلامی اروپا، توافقنامه‌ای برای مبارزه با اسلام‌گرایی در شهر انتورپ بلژیک به امضا رسید. (۱۲)

منابع :
۱- نصر سیدحسین ، اسلام و مسئله خشونت. مترجم مجتبی فاضلی
۲- رضوی ،سید عماد . اسلام سیاسی،اسلام هراسی و ارتباطات میان فرهنگی، روزنامه رسالت ۱۶/۷/۸۸
۳- تبعیض و ناشکیبایی علیه مسلمانان در اتحادیه اروپا بعد از ۱۱ سپتامبر(گزارش فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر هلسینکی IHF)، ترجمه دکتر علی مرشدی‌زاد
۴- معرفی کتاب «صوره‌الاسلام فی ‌الاعلام الغربی». سایت باشگاه اندیشه
۵- نشریه پگاه حوزه، ۱۲ اسفند ۱۳۸۵، شماره ۲۰۳
۶- این تقسیم بندی را از مقاله «اسلام ستیزی بازی برد-برد نظام سلطه علیه اسلام» رضا سراج وام گرفته ام. البته با تغییرات شخصی.
۷- همان
۸- شفیعی سروستانی، اسماعیل. موج اسلام هراسی. سایت موعود
۹- دوربین های هالیوود در مساجد آلپ سایت خبری- تحلیلی حیات، ۲۴/۰۹/۱۳۸۸
۱۰- سعید، امیر. رسانه ها، نژادپرستی و اسلام هراسی. ترجمه: سروی زرگر، محمد
۱۱- خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا( ، ۲۰/۱۰/۱۳۸۸، کد خبر ۸۸۸۳۸۱
۱۲- شفیعی سروستانی، اسماعیل. همان

 

منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط


کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

Notify of
avatar
wpDiscuz