راز اسم امام علی علیه السلام ،نام گذاری علی علیه السلام از عالم غیب ودلیلی بر اثبات موحد بودن ابوطالب

 راز اسم امام علی علیه السلام

نام گذاری علی علیه السلام از عالم غیب ودلیلی بر اثبات موحد بودن ابوطالب

یکی دیگر از خصائصی که حضرت علی علیه السلام به آن ممتاز است ومزید بر شرافت آن حضرت گردید موضوع نام گذاری آن بزرگوار است.

 بعضی از معاندان ومتعصبان جاهل با بیان بعضی از جملات سعی در انکار این امر دارند وآن  اینکه مگر ابوطالب پیغمبر بوده که به او وحی شود اسم بچه را علی بگذارد قطعا این بیان شما از شایعات شیعیان واز روی علاقه وعشق به حضرت علی علیه السلام وضع نموده اندوگرنه راهی ندارد که خداوند دستور دهد نام بچه را علی بگذارید وعلی نامی بوده که پدر ومادر وی از روی میل واراده خود بر آن جناب گذراردند وربطی بعالم غیب ندارد.

از آنجایی که این  سخن  مخلوطی از چند جمله است مجبوریم جملات را از هم تفکیک  نموده وجواب هر یک را جداگانه عرض نمائیم.

اولا نام گذاری بچه بعد از ولادت نبوده وهمانطور که شاهدیم در تمام کتب آسمانی نام محمّد وعلی علیهما الصلاه والسلام را بعنوان نبوت وامامت ذکر نموده اند چه آنکه محمّد وعلی علیهما الصلاه والسلام را پروردگار هزاران سال قبل از خلقت گذارده ودر تمام آسمان ها وابواب جنت وعرش حق تعالی ثبت نموده اند واختصاص به زمان ابوطالب ندارد.

شاید در این باب بعضی از معاندین ومتعصبین جاهل بخواهند شبهه ای ایجاد کنند که  این گفتار غلو است که نام علی (ع) را تواْم با نام پیغمبر مکرم (ص) قبل از خلقت ثبت در ملکوت  بوده وحال آنکه گویند که نام پیغمبر به مانند وجودشان مافوق همه وقرینی برای او نیست.

باید گفت که این بیان ما ابدا ربطی با غلو ندارد وما نیز آن نام مبارک را در ملکوت اعلا ثبت ننموده ایم بلکه خدای متعال اْمر به ثبت نام آن حضرت تواْم با نام خود وپیغمبرش  نموده چنانچه در کتب معتبره خودشان اخبار بسیاری در این باب رسیده.

محمد بن جریر طبری در تفسیر کبیر خود وابن عساکر در تاریخ خود ضمن ترجمه حالات علی (ع) ومحمد بن یوسف گنجی شافعی ضمن باب 62 کفایت الطالب وحافظ ابو نعیم در حلیه الاولیاء وشیخ سلیمان بلخی حنفی در ص 238 ینابیع الموده(چاپ اسلامبول) ضمن باب 56 حدیث 52 نقلا از ذخایر العقبی امام الحرم الشریف احمد بن عبدالله طبری شافعی همگی مسنداُ از ابوهریره (بمختصر کم وزیادی در بعض کلمات وألفاظ)نقل نموده اند که

رسول اکرم(ص) فرمود:مکتوب علی ساق العرش لا اله الاالله وحده لاشریک له ومحّمد عبدی ورسولی ایدّته بعلی بن ابی طالب

[برساق عرش این کلمات نوشته شده  که نیست خدایی  مگر ذات ذوالجلال الله که یگانه ای است بلا شریک ومحمّد بنده ورسول من است که تایید نمودم او را به علی ابن ابی طالب ]

برای  اثبات کلام ما احادیث زیادی  وجود دارد که دوستان میتوانند با مراجعه به کتاب شب های پیشاور ص 818-819 آنها را مشاهده نمایند که چگونه اکابر علمای اهل سنت به این موضوع اعتراف نموده اند.

گمان می کنم برای جواب ورفع اشکال اولی بهمین مقدار نقل روایت از کتب اکابر علمای خودشان علاوه بر تواتر در نزد علمای شیعه کافی باشد.

وامّا در موضوع نزول وحی وپیغمبری جناب ابوطالب  باید گفت چه آنکه خود می دانند برای وحی والهام مراتبی می باشد که اختصاص بمقام نبوت تنها ندارد زیرا میتوان گفت وحی در لغت عبارت است از آگهی پنهان وبا سرعت خاصی که متوجه فردی دون افراد دیگر بوده باشد.

چه بسا از بنی آدم وحیوانات که مورد وحی والهام غریزی قرار گرفته مانند زنبور عسل ومادر حضرت موسی ودیگران.

مگر زنبور عسل پیغمبر بوده که خداوند به او وحی نموده بصراحت آیه70 سوره 16(نحل) مه میفرماید:

[واوحی ربّک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا ومن الشجر وممّا یعرشون]

آیا تصور مینمائید نوخابذ مادر حضرت موسی علیه السلام پیغمبر بوده که در آیه6 سوره 28(قصص) صریحا بطریق وحی دو أمر ودو نهی به او می کنند ودو خبر ودوبشارت میدهد که

[واوحینا الی امّ موسی ان ارضعیه فاذا خفت علیه فالقیه فی الیّم ولاتخافی ولاتحزنی انّا رادّوه الیک وجاعلوه من المرسلین.]

علاوه بر این معانی دستور وأمر پروردگار متعال برای راهنمائی بشرحتم‍ا نباید بطریق وحی باشد( اگر هم باشد مانعی ندارد چنانچه اشاره شد)بلکه گاهی بندائی راهنمائی مینماید بندگان خخود را چنانچه مکرر ظاهر گردیده ودر قرآن مجید وسند محکم آسمانی خبر داده از جمله در آیه 24سوره19(مریم)خبر از راهنمائی بمریم میدهدکه:

[فنادیها من تحتها ألاّ تحزنی قد جعل ربّک تحتک سریّا وهزّی الیک بجذع النخله تساقط علیک رطباجنیّا فکلی واشربی وقرّی عینا فأما ترین من البشر احدا فقولی انی نذرت للرّحمن صوما فلن اکلّم الیوم انسیّا.]

پس به همان دلیلی که وحی یا ندای منادی حیوانی مانند زنبور عسل وانسانی مانند نوخابذ مادر حضرت موسی(ع)ومریم مادر حضرت عیسی(ع) را که پیغمبر نبودند راهنمائی نموده است جناب ابوطالب را هم برای نام گذاری فرزندش راهنمایی نموده است واحدی نگفته جناب ابوطالب پیغمبر بوده ویا بر او نزول وحی شده بلکه بوسیله نداء آسمانی ونزول لوحی که در او دستور نام گذاری طفل جدید الولاده موجود بوده راهنمائی شده چناچه اکابر علماه اهل سنت در کتب معتبره خود ثبت نموده اند.

میرسیدعلی همدانی فقیه شافعی در مودّت هشتم از موده القربی نقلا از عباس بن عبدالمطلب که سلیمان بلخی حنفی هم در باب 56 ینابیع الموده آورده ومحمّدبن یوسف گنجی شافعی درباب7 بعد از صدباب از کفایت الطالب بمختصراختلافی در الفاظ وکلمات نقل نموده اند که چون علی (ع) از مادرش فاطمه متولد شد فاطمه نام پدرش أسد را براو گذارد جناب ابوطالب از آن اسم راضی نبود فرمود فاطمه بیا امشب برویم بالای کوه ابوقبیس(بعضی ها گفتند فرمود برویم مسجد الحرام)خدا را بخوانیم شاید مارا خبر بدهد از اسمی برای این بچه ،چون شب شد هر دو بکوه ابوقبیس(یا مسجدالحرام) رفتند بدعاء مشغول شدند جناب ابوطالب دعای خود را به شعری انشاد نمود وگفت:

         یارب هذا(یاذا)الغسق الدجّی           والقمر(والفلق)المتلج المضّی

بین لنا من (عن)امرکالخفی (المقضیّ)       ماذا تری فی اسم ذا اصبیّ

                               (لما تسمی لذلک الصبّی)

درآن حین صدائی ازطرف  آسمان بلند شد ابوطالب سر بلند نمود لوحی مانند زبرجد سبز دید که بر او چهار سطر نوشته اند لوح را برگرفت وبر سینۀ خود چسبانید دید این اشعار ثبت است.

خصصتما بالولد الزکی        والطاهر المنتخب الرضی

واسمه من قاهر العلی          علی اشتقّ من العلیّ

[اختصاص دادم شما را بفرزند پاک وپاکیزه که انتخاب کرده شده وبی نهایت از او راضی هستم واسم او از جانب خدای علی –علی گذارده شده که مشتق از علی العلی می باشد]

گنجی شافعی در کفایت الطالب نقل نموده که ندائی برخواست واین دو شعر را در جواب ابوطالب گفت

یا أهل بیت المصطفی النبی                    خصّصتم بالولد الزکیّ

ان اسمه من شامخ العلیّ                      علی اشتق من العلی

فسّر ابوطالب سرورا عظیما وخرّ ساجدا لله تبارک وتعالی

[ای خاندان رسالت واهل بیت پیغمبر برگزیده مخصوص گردانیدم شما را به این نوزاد پاک وپاکیزه  بدرستی که اسم او در گنجینه اسرار خود علی است که از نام خود که علی است انشقاق یافته.]

[جناب ابوطالب که موفق بدرک سعادت این اشعار شد از شدّت خوشحالی وسرور بسجده افتاد وحضرت باریتعالی را شکر گذار گردید.]

آنگاه ده شتر به شکرانۀ این أمر عظیم قربانی نمود وآن لوح را در مسجد الحرام آویختند وبنی هاشم با آن لوح بر قریش افتخار می نمودند وآن لوح بود تا زمان جنگ حجّــاج با عبدالله بن زبیر مفقود شد.

( این خبرخود دلیلی بر رد شبهه موحد نبودن ابوطالب است و هم مؤید آن است که جناب ابوطالب همیشه موحّـــد بوده فلذا از خدا تقاضای تعیین اسم می نماید ووقتی چنین فیضی از رحمت پروردگار می بیند بخاک افتاده وخدا را سجده می نماید آیا چنین شخصی را که بوصول نعمتی تازه بخاک افتاده وخدا را سجده می کند می توان مشرک خواند پناه بخدا میبریم ار عناد وتعصب جاهلانه!؟)

 

نوشته شده توسط حیدر برهانی برگرفته از کتاب شب های پیشاور از مرحوم سلطان الواعظین یرازی

 

6+

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of