Your SEO optimized title page contents

«

»

آذر ۱۶

معجزه هاى پیامبر(ص)

معجزه هاى پیامبر(ص)

 معجزه هاى پیامبر(ص) – حضرت آیت الله مکارم شیرازی)

سوال :آیا بر اساس تحلیل عقلی پیامبر اکرم (ص)غیر از قرآن معجزه دیگرى داشت؟

پاسخ : براى نخستین بار این موضوع از جانب مسیحیان عنوان شده است آنان به منظور پایین آوردن مقام وعظمت پیامبر اکرم (ص) مدّعى آن شدند که پیامبر اسلام (ص) معجزه اى جز قرآن نداشت وتنها با قرآن تحدّى مى کرد، وهر موقع از او معجزه مى خواستند به کتاب خود اشاره مى نمود.

 

مرحوم فخر الإسلام مى گوید: «مسیو ژرژ دوروى» کتابى درباره ى زندگانى پیامبر اسلام (ص) نوشته و در صفحه ۱۵۷ عکسى از آن حضرت کشیده در حالیکه ورق قرآنى در دست دارد و زیر عکس چنین نوشته است:

«چون از این بزرگوار معجزه مى خواستند در پاسخ آنان مى گفت: اختیار معجزه در دست من نیست و این نعمت به من عنایت نشده است».(۱)

نخستین سخن این کشیش عین حقیقت است وآن اینکه آوردن معجزه در اختیار پیامبر نیست و تا اذن الهى نباشد پیامبر نمى تواند دست به چنین کارى بزند و صریح قرآن بر آن گواهى مى دهد آنجا که مى فرماید:

( …وَ ما کانَ لِرَسُول أَنْ یَأْتِیَ بِآیَه إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ… ). (رعد/۳۸).

«هیچ رسولى نمى تواند آیه ومعجزه اى بیاورد مگر به اذن خداوند».

ولى سخن دوّم او (این نعمت به من عنایت نشده است) افترا و ساخته ى پندار او است و هرگز حضرت محمّد (ص) چنین سخنى را نگفته است، بلکه او در مواردى از این نعمت برخوردار بود، و به اذن خداوند اعجاز مى کرد

.

درتحلیل عقلى این ادعا می گوییم:

خواه پیامبر اسلام را یک برگزیده ى الهى بدانیم، یا او را یک متفکر اجتماعى در هر حال وى خود را در قرآن مجید همتاى پیامبرانى مانند موسى وعیسى معرفى کرده است بلکه خود را به مراتب بالاتر از آنها دانسته است به گواه این که خود را خاتم پیامبران وکتاب خویش را خاتم کتابهاى آسمانى معرفى کرده است.

این برگزیده الهى ویا به اصطلاح دیگران این مصلح اجتماعى، وقتى زندگى پیامبران پیشین را مطرح مى کند براى بسیارى از آنان رویدادهاى خارق العاده و معجزه هاى زیادى ثابت مى کند. مثلاً وقتى وى درباره ى دعوت موسى سخن مى گوید او را چنین معرفى مى کند:

( وَلَقَدْ آتَیْنا مُوسى تِسْعَ آیات بَیِّنات… ). (اسراء/۱۰۱). «ما به موسى نُه معجزه ى روشن عطا کردیم».

و باز در باره ى او چنین مى گوید: ( وأَدْخِلْ یَدَکَ فی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضاءَ مِنْ غَیْرِ سُوء فِی تِسْعِ آیات إِلى فِرْعَونَ وَقَوْمِهِ… ).( نمل/۱۲).

«دست خود را در بغل کن وقتى بیرون بیاورى بدون عیب نورانى و درخشنده خواهد بود و با نُه معجزه به سوى فرعون و قوم او رهسپار باش».

وقتى وى نحوه ى دعوت حضرت مسیح را یادآور مى گردد او را چنین معرفى مى کند:

( وَ رَسُولاً إِلى بَنی إِسْرائیلَ أَنّی قَدْجِئْتُکُمْ بِآیَه مِنْ رَبِّکُمْ أَنّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللّهِ وَأُبْرِئُ الأَکْمَهَ وَ الأَبْرَصَ وَ أُحْیِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللّهِ وَ أُنَبِّئُکُمْ بِما تَأْکُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لآیَهً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ ). (آل عمران/۴۹).

«او فرستاده ى خدا به سوى بنى اسراییل بود و به آنان چنین گفت من به سوى شما با معجزاتى آمده ام . من از گِل شکل پرنده اى مى سازم ودر آن مى دمم، در آن موقع به اذن خدا پرنده مى گردد و نابینایان و بیماران پیسى را به اذن خدا شفا مى دهم و از آنچه که مى خورید وذخیره مى کنید گزارش مى دهم و در این معجزات براى گروه با ایمان نشانه هاى روشن است».

او نه تنها دعوت پیامبرانى از قبیل کلیم ومسیح را با معجزه همراه مى داند، بلکه براى پیامبران دیگر نیز معجزاتى ثابت مى نماید. با مراجعه به آیاتى که درباره دعوت پیامبران آسمانى در قرآن وارد شده است، این حقیقت به خوبى روشن مى گردد.

آیا صحیح است شخصى که خود مدعى نبوت ورسالت است و دعوت تمام پیامبران را همراه با معجزه مى داند وخصوصیات معجزه هاى گروهى از آنان را نقل مى کند، وقتى از او معجزه بخواهند، یا سکوت کند ویا سرباز زند؟

این تحلیل موقعیت پیامبر (ص) را در برابر درخواست معجزه به خوبى روشن مى سازد، زیرا او یا پیامبر آسمانى است که در این صورت قطعاً باید در مواقع لزوم و امکان تأثیر اعجاز در هدایت مردم، بسان پیامبران دیگر که خود خصوصیات معجزات آنان را در کتاب خویش نقل مى کند، معجزه اى بیاورد و چیز خارق العاده اى از خود نشان دهد.

و یا یک متفکر اجتماعى است که روى نبوغ و افکار شخصى خود مى خواهد بشریت را نجات دهد، هرچند به دعوت خود رنگ نبوت و برانگیختگى از جانب خدا داده است، چنین فردى نباید بهانه اى به دست دیگران بدهد چه بهانه اى بزرگتر از این که براى پیامبران پیشین معجزاتى ثابت کند، ولى خود او در مقام درخواست معجزه، طفره رود، و یا جریان را با سکوت برگزار نماید.

به همین جهت، در تاریخ زندگى مدعیان دروغین نبوت، این مطلب به چشم مى خورد که آنان پیوسته با اعجاز مخالفت نموده و معجزه هاى پیامبران گذشته را انکار مى کردند وکوشش مى نمودند آیاتى را که حاکى از صدور معجزه از آنان مى باشد، تأویل نمایند و تمام این تلاشها براى این بود که خود را از این بن بست که با آن روبرو بودند خارج سازند براى این که مبادا مردم از آنها معجزه بخواهند و عجز و ناتوانى آنها آشکار گردد.

ولى پیامبر اسلام (ص) بر خلاف این گروه براى پیامبران پیشین معجزه ثابت مى کند حتى صریحاً اعلام مى دارد دعوت پیامبران از درخواست معجزه از جانب مردم ، جدا نبوده است. با این وصف خود این شخص چگونه مى تواند از آوردن معجزه سرباز زند؟

معجزه هاى پیامبر اسلام (ص) در قرآن

آیات قرآن حاکى است که پیامبر علاوه بر قرآن، معجزات دیگری نیز داشت، قرآن براى یک فرد مسیحى اگر کتاب الهى نباشد یک سند قطعى تاریخى بشمار مى رود، از این جهت ما در این جا با یک رشته آیات بر مطلب خود، استدلال می کنیم:

آیات مورد نظر:

شق القمر:(اِقْتَرَبَتِ السّاعَهُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ * وَ إِنْ یَرَوا آیَهً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ).(قمر/۱ و۲).

«رستاخیز نزدیک شد وماه شکافت اگر معجزه اى ببینند از آن روى برمى گردانند و مى گویند همان سحر و جادوى مستمر است».

مفسّران اسلامى مانند: زمخشرى در کشاف، طبرسى در مجمع البیان و فخر رازى در مفاتیح الغیب، و ابن مسعود در تفسیر خود و … مى نویسند:

مشرکان قریش خدمت پیامبر رسیدند و از او درخواست کردند که براى اثبات نبوت ورسالت خود ماه را دو نیم کند، حضرتش فرمود: اگرچنین کنم ایمان مى آورید؟ همگى گفتند: آرى! پیامبر از خدا درخواست کرد که خواسته آنان را عملی کند، آنگاه با انگشت خود اشاره کرد و ماه دو نیم شد و فرمود: شاهد باشید.

ممکن است سؤال شود که: نزدیکى قیامت با دو نیم شدن ماه به دست پیامبر(ص) چه تناسبى دارد که کنار هم آمده اند.

پاسخ آن روشن است زیرا انشقاق قمر، و ظهور پیامبر خاتم، از شرایط و علایم قیامت است از این جهت این جمله به هم عطف شده اند و از نظر قرآن، علایم قیامت محقق گردیده است چنانکه مى فرماید:

۱٫ ( هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّ السّاعَهَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَهً وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ ).( زخرف/۶۶).

«آنان انتظار مى کشند که رستاخیز به طور ناگهانى فرا رسد ولى (بدانید) که علایم آن محقّق شده است».

۲٫ ( وَ إِنْ یَرَوا آیَهً یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ ) .

«اگر معجزه اى ببینند از آن اعراض مى کنند و مى گویند این سحر وجادوى مستمر است».

مقصود از «آیه» که به معنى نشانه است غیر از قرآن است به دلیل این که مى گوید:«یَرَوا » (ببینند) واگر مقصود، قرآن بود مناسب بود که به جاى دیدن، لفظ «نزول» و مانند آنرا به کار ببرد.

این «معجزه دیده شده» ، همان «شق قمر» است که در آیه ى پیش وارد شده است.

با دقّت در این فراز، روشن مى گردد که ظرف و زمان دو نیم شدن ماه، در این جهان است نه در آستانه ى آخرت، زیرا در آن زمان کسى نمى تواند بگوید این همان سحر مستمرى است که نیاکان ما نیز با آن روبرو بودند!

معراج پیامبر:

معراج پیامبر اسلام (ص)در دل شب از مسجد الحرام تا مسجد اقصى یکى از معجزات پیامبر (ص) است که هم پیامبر مدعى آن بود و هم قرآن به صراحت کامل از آن خبر مى دهد و مى گوید: ( سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ ).( اسراء/۱ )

«منزه وپیراسته است خدایى که پیامبر خود را شب هنگام از مسجد الحرام تا مسجد اقصى برد تا برخى از آیات و نشانه هاى قدرت خود را نشان او بدهد، او است شنوا و بینا».

سیر پیامبر گرامى(ص) در نیمه ى شب از مسجدالحرام تا مسجدالأقصى بدون وسایل امروزى سیر اعجازى بود و از توانایى بشر بیرون بود. خود قرآن این اعجاز را براى پیامبر (ص) ثابت مى نماید و از آن در سوره دیگر(سوره نجم ۱۳ ـ ۱۸) سرسختانه دفاع مى کند، حتى مى رساند که مسجد الأقصى آخرین نقطه سیر او نبوده، بلکه از آنجا به سوى جهان بالا نیز عروج نمود.

گفتنی است روایات واحادیث اسلامى درباره ى معراج آن قدر فراوان است که هرگز نمى توان گفت این احادیث و اخبار همگى مجعول و موضوع مى باشد.

مباهله :

موضوع مباهله ى پیامبر (ص) با مسیحیان نجران مطلبى است که قرآن در سوره ى آل عمران آیه ى شصت و یک، متذکر آن مى گردد و مى رساند که پیامبر اکرم(ص) حاضر شد براى اثبات حقانیت آیین خود با سران «نجران» به مباهله برخیزد و وعده قطعى داد که اگر براى مباهله حاضر شوند عذاب الهى دروغگویان (نصاراى نجران) را فرا خواهد گرفت.

پیامبر نه تنها آماده ى مباهله با مسیحیان نجران بود، بلکه نداى او در این قسمت وسیع وگسترده بود وخدا به او امر کرد که بگوید: ( فَمَنْ حاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَواْ نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَهَ اللّهِ عَلَى الْکاذِبینَ ).( آل عمران/۶۱).

«پس از علم ویقین ، هرگاه کسى با تو، به محاجّه برخیزد بگو بیایید فرزندان وزنان وجان خود را دعوت کنیم وبه مباهله برخیزیم ولعنت خدا را بر گروه دروغگو قرار دهیم».

نصاراى نجران آماده ى مباهله شدند ولى وضع پیامبر (ص) ونحوه ى حضور او در میدان مباهله، آنان را از ورود به مباهله منصرف ساخت و فهمیدند که در این مباهله عذاب قطعى خدا، آنان را خواهد گرفت.

نه تنها آنان حاضر نشدند، بلکه با وجود چنین نداى وسیع، تا پیامبر زنده بود کسى حاضر به مباهله نشد، درست است که اعجاز پیامبر(ص) به خاطر انصراف مسیحیان نجران، جامه ى عمل نپوشید امّا از این که پیامبر آماده ى چنین اعجازى گردید پاسخ دندان شکنى است براى کسانى که مى گویند پیامبر هیچ گاه مدعى اعجاز نبود وهر موقع معجزه مى طلبیدند،از آوردن آن سر باز مى زد، و مى گفت که من تنها منذر و مبشرم.

بیّنات پیامبر: ( کَیْفَ یَهْدِی اللّهُ قَوْماً کَفَرُوا بَعْدَ إِیمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ… ).( آل عمران/۸۶).

«چگونه خداوند هدایت مى کند گروهى را که پس از ایمان کفر ورزیدند وگواهى دادند که پیامبر حق است ودلایل حقانیت او بر آنان رسید؟

این آیه حاکى است که پیامبر (ص) داراى بیّنات بود ومقصود از آن معجزات است .

آنچه باید توجه کرد جمله ى ( وَجاءَهُمُ الْبَیِّناتُ ) است «بیّنات» جمع «بیّنه» به معناى دلیل و شاهد است که مبیّن و روشنگر حقیقت مى باشد.

در بدو نظر ممکن است تصوّر شود که مقصود از «بیّنات» همان قرآن و یا بشارات نبوت پیامبر در کتابهاى آسمانى است ولى با ملاحظه آیات دیگر که در آنها این لفظ در معجزات و امور خارق العاده به کار رفته است مى توان گفت که مقصود از آن در این آیه، یا خصوص معجزات وخارق العاده ها است و یا معنایى وسیع است که شامل معجزات نیز مى شود و جهتى ندارد که مفاد آیه را در قرآن و یا بشارات نبوت آن حضرت در عهدین منحصر بدانیم.

اینک آیات:

۱٫ ( …وَ آتَیْنا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّناتِ… ).( بقره/۸۷). «به عیسى بن مریم معجزات دادیم».

۲٫ ( …ثُمَّ اتَّخَذُوا العِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ… ).( نساء/۱۵۳).

«پس از معجزاتى که آنان (بنى اسراییل) دیدند، گوساله را معبود خود اتّخاذ کردند».

۳٫( …إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَیِّناتِ… ) .( مائده/۱۱۰). «با معجزات به سوى آنان آمدى».

۴٫ (…وَلَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ… ).( اعراف/۱۰۱). «رسولان آنان به سوى آنها با معجزات آمدند».(۱)

معجزه دیگر اینکه پیامبر اسلام (ص) مانند مسیح از غیب خبر مى داد :

قرآن مجید یکى از معجزه هاى حضرت مسیح را این مى داند که وى از غیب خبر مى داد و مى گفت:

(…وَ أُنَبِّئُکُمْ بِما تَأْکُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ… ).( آل عمران/۴۹).

«از آنچه که مى خورید و در خانه هاى خویش ذخیره مى کنید خبر مى دهم».

این جمله در کنار سایر معجزات حضرت مسیح وارد شده است، پیامبر گرامى (ص) به وسیله ى وحى الهى از یک عده حوادث غیبى خبر داد، تعداد خبرهاى غیبى قرآن، بیش از آن است که در این مجال بتوان به آنها اشاره نمود، از باب نمونه: (۲)

پیامبر گرامى (ص) به وسیله ى وحى الهى از پیروزى رومیان پس از شکست(۳) و از مرگ ابولهب وهمسر او ام جمیل ، بر حالت کفر(۴) وهمچنین از مرگ ولید بن مغیره بر حالت کفر وشرک(۵) و از شکست قریش در جنگ بدر(۶) … خبر داده است آیا این خبرهاى غیبى گواه بر آن نیست که پیامبر گرامى (ص) علاوه بر قرآن معجزه ى دیگرى نیز داشته است؟ (۷)

۱ – آیات دیگرى که مقصود از بیّنات در آنها همان معجزات وخارق العادات است، شما مى توانید به سوره ى یونس آیه هاى ۱۳ و۷۴، سوره ى نحل آیه ۴۴ ، سوره ى طه آیه ۷۲، سوره ى مؤمن آیه ۲۸، سوره ى حدید آیه ۲۵، وسوره ى تغابن آیه ۱۶ و… مراجعه بفرمایید.

درست است که معناى لغوى « بیّنات» ، معجزات وامور خارق العاده نیست بلکه یک معناى وسیعى دارد که یکى از مصادیق آن همان معجزه است و« بیّنه» یعنى چیزى که حقیقت را بیان وروشن مى سازد واگر به معجزه « بینه» مى گویند از این جهت است که معجزه روشنگر ارتباط پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم با خدا و صدق رسالت او است، ولى از آنجا که از این لفظ در آیات زیادى خصوص معجزه اراده شده است، از این جهت باید لفظ بیّنات را در آیه مورد بحث طورى تفسیر کرد که شامل معجزه وخارق العاده نیز بشود.

۲ – در کتاب مفاهیم القرآن درباره¬ى خبرهاى غیبى قرآن به گونه اى مشروح بحث شده است به جلد سوم، صفحات ۵۰۳ تا ۵۰۸ از آن کتاب مراجعه بفرمایید.

۳ – غُلِبَتِ الرُّومُ … . روم/ ۲.

۴ – تَبَّتْ یَدا أَبی لَهَب…. سوره مسد تا آخر.

۵ – سَأُصْلیهِ سَقَرَ * وَ ما أَدْریکَ ما سَقَرَ . مدثر/۲۶ـ ۲۷.

۶ – سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَیُوَلُّونَ الدُّبُر . قمر/ ۴۵.

۷ – منشور جاوید، ج۷، شیخ جعفر سبحانی، ص۲۰۹ـ ۲۲۳ .

 

مطالب مرتبط

1+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

Notify of
avatar
wpDiscuz