بهمن ۱۹

متن ها و دل نوشته های زیبا و عاشقانه

 

| متن ها و دل نوشته های زیبا و عاشقانه |

چه فایده که تو هنوز هم بی وفایی ، هنوز هم مثل همان روزها بی خیالی!
انگار که مرا دیگر نمیشناسی ، منی که روزی همه زندگی ات بوده ام….
کمی فکر کن !!! من همانی ام که دلش را شکستی و به دلش خندیدی و رفتی…

.
.
.

گرچه بارها اشتباه کردم و گذشتی از خطایم، گرچه بارها دلت را شکستم و گذشتی از اشتباهم،گرچه بارها اشکت را در آوردم و باز هم نشستی به انتظارم ، تو مرا به هیچکس نفروختی ، تو عشق را از همه چیز بالاتر دانستی ، و به  آنچه برایت با ارزش بود رسیدی

جهت مشاهده بقیه متن ها به ادامـه مـطلب مراجعه فرمایید…

 

نه میخواهم بشنوم که تو با بقیه فرق داری ، نه میخواهم بشنوم که همیشه با دلم میمانی تو هم مثل همه قصه خیالی عشق را میخوانی ، که فکر میکنی میتوانی عاشقم بمانی!
بیخیال شو ، من کتاب عشق را برای همیشه بسته ام ، چون از این شکستن ها خیلی خسته ام…

.
.
.

تو چه کرده ای با دلم که اینک بی تاب و بی قرارم ، حساب روزها و لحظه ها از ذهنم رها شده
نمیدانم کجا هستم و به کجا میروم ، تنها میدانم به سوی تو می آیم ، تنها لحظه شماری میکنم که تو را ببینم !

.
.
.

سوختم و نشستم ، در حد خاکستر شدن هم بودم و نبریدم، با اینکه در قفس بودم و درهای قفس باز ،اما نپریدم ، نشستم در همان کنج قفس به انتظارت، بی آب و دانه ، بی کس در آن ویرانه!

.
.
.

تو از حالم خبر داری ، تو عشق مرا باور داری، مرا میفهمی که میخواهمت ، مرا میخواهی که میمیرم برایت
و این نهایت عشق است و یک حس ماندگار ، تو مثل باران باش و همیشه بر روی من ببار
تا احساس کنم سرپناهم تویی که باران منی، تو همان هوای نفسهای منی
که بی تو شوم ، میمیرم ، من نبض خودم را میگیرم که از حال تو هم خبر دارم

.
.
.

میخواهم چشمهایمان به یک سو خیره باشد، دستهایمان در دست هم قدمهایمان موازی باهم باشد
برویم و برویم تا برسیم به جایی که هیچکس جز من و تو نباشد، حتی خدا هم از ما خبری نداشته باشد.

.
.
.

تویی همه کسم ، همه ی قلبم در تو خلاصه میشود ، بی تو روزم شب نمیشود!
تویی از نفس بالاتر ، تو عشقمی و جانمی و همه وجودم ، بی تو اینجا سوت و کورم
و من از قلب تو به اوج عشق رسیدم ، من از تو به همه جا رسیدم ، چه سختی هایی کشیدم تا به تو رسیدم …

.
.
.

کمی فکر کن ببین چشمهایم آشنا نیست، همین چشمهایی که لحظه به لحظه پر از اشک میشد
این دل شکسته را ببین ، جایی ندیده ای این دل را؟ باور کن تو خودت بودی که شکستی دلم را!
باور کن این خود خودت بودی که این دل را گذاشتی زیر پا
شاید مرا میشناسی و برایت مهم نیستم ، شاید مرا نمیشناسی و نمیدانی من کیستم!

.
.
.

همیشه به دلم یاد دادم سراغ آدمهای بی وفا نرود، دلم حرفم را گوش نکرد و رفت
آنقدر با این و آن نشستی و غرورت را شکستی که من هم از زندگی سرد شده ام ، آنقدر در حق تو بی وفایی شد که مرا نیز بی وفا کرده ای…

.
.
.

از آن لحظه که آمدی به قلبم ، عشق من به تو تمام قلبم را فرا گرفته ، آنگونه کسی که دیگر به سراغ دلم نمی آید چون خودش میداند که من مال تویی هستم که عاشقانه میپرستمت!

مطالب مرتبط


کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

Notify of
avatar
wpDiscuz