قلبش

چند گامی دور شد … قلبش ولی جا مانده بود
برنگشت و مانده ی جان را به دندانش گرفت !

داشت از دیدار چشمان تو بر می گشت که
“محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت “

{ عبدالمهدی نوری }

مطالب مرتبط

7+

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of