مهر ۲۰

زنان و نقش آنها در عاشورا

 

زنان کربلا
بى ‏تردید یکى از گروه ‏هاى نقش ‏آفرین در نهضت عاشورا، زنان بودند. اگر اسلام با قیام امام حسین علیه‏السلام زنده است، سهم بزرگى از آن مربوط به زنانى است که تاریخ، مانند آن را کمتر دیده است.زنان در کربلا نشان دادند که تکلیف اجتماعى، خاص مردان نیست، بلکه آنان نیز برابر وظیفه شرعى خود باید به جریان‏ هاى اجتماعى توجه کنند و آنجا که مسئله حمایت از دین و اقامه حق، به میان مى‏ آید تنها با قیام آنان میسر مى‏شود، در صحنه حضور یابند.
در این بخش برآنیم تا با معرفى زنان هاشمى و غیرهاشمى در کربلا، علت حضور و نقش ‏آفرینى آنان را در کربلا بیان کنیم. سپس به معرفى شخصیت والاى حضرت زینب کبرا علیهاالسلام مى ‏پردازیم. پس از بیان اصول مدرسه زینبى، شاخص‏ هاى خبررسانى آن حضرت را پس از واقعه کربلا بررسى مى ‏کنیم و ویژگى ‏هاى زن عاشورایى و درس‏هایى را که زن امروز از زن کربلایى مى‏آموزد، مى‏آوریم.

معرفى زنان حاضر در کربلا
الف) زنان هاشمى

۱٫زینب کبری علیهاالسلام : زینب کبرا علیهاالسلام ، خواهر امام حسین علیه‏السلام به حکم تکلیف الهى و اطاعت از فرمان امام و نیز عشق به برادر، با فرزندان خود همراه امام به کربلا آمد. او در روز عاشورا، ناظر شهادت فرزند، برادران و دیگر بستگان خویش بود و پس از آن با اسارت خاندان رسول‏ خدا صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله ، سرپرستى کاروان اسیران اهل‏بیت را برعهده گرفت. در کوفه و شام و در مجلس ابن زیاد و یزید، با سخنانش، فساد بنى امیه و جنایت‏ هایشان را برملا و نام عاشورا و قیام کربلا را براى همیشه در اذهان مردم تثبیت کرد.

نقش حضرت زینب(س) در قیام حسینی –حضرت زینب عقیله بنی‌هاشم، خواهر گرامی امام حسین علیه السلام در حادثه کربلا حضور داشت و نقش بسیار ارزنده‌ای در این قیام ایفا کرده است. این بانوی گرامی پس از شهادت برادر بزرگوارش امام حسین علیه السلام و یاران فداکار ایشان، وظایف خویش را به خوبی انجام داد و حماسه حسینی را برای همیشه ماندگار ساخت. نقش ارزنده ایشان علاوه بر محافظت از امام سجاد علیه السلام و اطفال و اسرای کربلا، تلاش در رساندن پیام امام حسین علیه السلام بوده است.تلاش برای جلوگیری از قتل امام حسین علیه السلامعصر عاشورا هنگامی که حضرت زینب سلام الله علیها مشاهده کرد، امام حسین علیه السلام روی زمین افتاده و دشمنان جنایت کار اطراف پیکر مطهر وی را با هدف کشتن ایشان گرفته‌اند، از خیمه بیرون آمد و خطاب به عمر سعد، به عنوان سرزنش فرمود: «یابن سَعد! اَیُقتَلُ اَبُوعبداللّه وَ انتَ تَنظُرُ اِلَیهِ؟». فرزند سعد! آیا ابوعبداللّه کشته می‌شود و تو تماشا می‌کنی؟! او هیچ جوابی نداد و روی از حضرت زینب سلام الله علیها برگرداند، در یک مرحله دیگر زینب تلاش کرد تا شاید از کشته شدن امام حسین علیه السلام جلوگیری نماید.از این رو، خطاب به آن مزدوران نمود و گفت: «اَما فیکم مُسلِمٌ؟»آیا در بین شما یک نفر مسلمان نیست؟ باز هیچ کس پاسخی نداد. وقتی امام حسین علیه السلام از روی اسب بر روی زمین افتاد، زینب کبری سلام الله علیها فریاد برآورد: «وا اخاه، واسیّداه، وا اهل بیتاه، لیت السماء انطبقت علی الارض…».وای برادرم، وای سرورم، وای اهل بیتم، ای کاش آسمان بر زمین واژگون می‌شد.حفاظت از امام سجاد علیه السلامامام سجاد علیه السلام در جریان حادثه کربلا به شدت بیمار بود. بنابراین نمی‌توانست در جنگ شرکت کند.حضرت زینب پرستاری آن حضرت را برعهده داشت.در مجلس ابن زیاد زمانی که وی دستور قتل حضرت سجاد علیه السلام را صادر کرد، حضرت زینب سلام الله علیها خود را به برادرزاده خویش چسباند و فرمود: ای پسر زیاد بس است… به خدا قسم از او جدا نمی‌شوم اگر خواستی او را بکشی مرا هم با او بکش.دلداری به امام سجاد علیه السلامشهادت امام حسین علیه السلام برای فرزند بزرگوار ایشان امام سجاد علیه السلام بسیار سخت و طاقت فرسا بود. روز یازدهم محرم امام سجاد علیه السلام کنار گودال قتلگاه سوار بر شتر بود و به بدن پاره پاره پدر نگاه می‌کرد. حضرت زینب سلام الله علیها دید الان است که روح از بدن مبارک آن حضرت خارج شود. نزد فرزند برادر آمد و صدا زد: «مالی اراک تجود بنفسک یا بقیه جدی و ابی و اخوتی».ای یادگار جد و پدر و برادرم چه شده، چرا خودت را هلاک می‌کنی؟ سپس حضرت را تسلیت داد و حدیث ام ایمن را برای امام سجاد علیه السلام خواند. در بخشی از این حدیث حضرت زینب سلام الله علیها به امام سجاد علیه السلام عرض کرد: پسر برادر! از جد ما چنین روایت شده است که حسین علیه السلام همین جا که اکنون جسد او را می‌بینی، بدون این که کفنی داشته باشد دفن می‌شود و همین جا، قبر حسین علیه السلام زیارتگاه خواهد شد…شیخ جعفر شوشتری می‌نویسد: «ولما قتل الحسین علیه السلام کانت زینب هی التی تسلی الامام زین العابدین علیه السلام لانه کان مریضا و هذه مرتبه عظیم لزینب». وقتی امام حسین علیه السلام به شهادت رسید، زینب به امام سجاد علیه السلام تسلی می‌داد چرا که امام سجاد علیه السلام مریض بود و این مقام بزرگی برای زینب سلام الله علیها است.زینب پیام رسان کربلایکی از وظایف اصلی حضرت زینب سلام الله علیها در جریان حادثه کربلا، پیام رسانی بود. آن حضرت و امام سجاد علیه السلام می‌بایست پیام خون شهدای کربلا را به گوش همگان برسانند. تا این قیام برای همیشه ماندگار شده و درس آموز باشد و یزید و یزیدیان رسوا شوند و البته زینب سلام الله علیها به خوبی از عهده این وظیفه برآمد.

سرنی در کربلا می ماند اگر زینب نبود   کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

حضرت زینب سلام الله علیها دم دروازه کوفه (وقتی اسرای کربلا را به این شهر می‌بردند)، خطبه خواند. او به مردم که برای تماشای اسرا آمده بودند، اشاره کرد که ساکت باشند. (وقد اومات الی الناس ان اسکتوا).سپس خطبه‌ای خواند که دشمن گفت: «ولم ار والله خفره قط انطلق منها».زن با حیایی را ندیدم که بهتر از زینب سخن بگوید. عده‌ای گفتند: گویی سخن علی علیه السلام است که از دهان زینب سلام الله علیها بیرون می‌آید.زینب در بخشی از سخنانش فرمود: یا اهل الکوفه یا اهل الختل والغدر… ای مردم کوفه، ای نیرنگ بازان و بی وفایان… بدانید برای آخرت خویش کردار زشتی از پیش فرستادید… به خدا بایستی زیاد گریه گنید و کمتر بخندید که دامن خویش را به عار و ننگی آلوده نموده‌اید که هرگز نمی‌توانید آن را بشویید… آیا می‌دانید چه جگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله بریدید و چه حرمتی را هتک کردید…؟در مجلس ابن زیاد نیز وقتی عبیدالله مغلوب شدن امام حسین علیه السلام و یارانش را، دلیل بر دروغگو بودن آن‌ها خواند، حضرت زینب سلام الله علیها در جواب گفت: الحمدلله الذی اکرمنا بنبیه و انما یفتضح الفاسق و یکذب الفاجرو هوغیرنا….ابن زیاد گفت: کیف رایت صنع الله باخیک و اهل بیتک؟ دیدی خداوند با برادرت چه کرد؟ حضرت زینب فرمود: «ما رایت الا جمیلا کتب علیهم القتل، فبرزوا الی مضاجعهم، و سیجمع الله بینک و بینهم، فتحاجون الیه و تخاصمون ثکلت امک یا ابن مرجانه».جز زیبایی ندیدم! اینان افرادی بودند که خداوند سرنوشتشان را شهادت تعیین کرده بود. آنان نیز به خوابگاه‌های ابدی خود رفتند و به همین زودی خداوند میان تو و آنان جمع کند و تو را به محاکمه کشد. بنگر تا در آن محکمه پیروزی از آنچه کسی خواهد بود مادرت به عزایت بنشیند ای پسر مرجانه.ابن زیاد که به شدت از شجاعت زینب به خشم آمده بود گویی تصمیم کشتن زینب را داشت.که عمرو بن حریث او را منصرف کرد.در مجلس یزید نیز حضرت زینب خطبه‌ای روشن گرانه و رسواکننده خواند و به زنده بودن شهید و تداوم مسیر حق اشاره کرد. در منابع آمده است وقتی اهل بیت امام حسین علیه السلام را وارد مجلس یزید کردند، یزید سر امام حسین را در برابر خود گذاشت، حضرت زینب سلام الله علیها وقتی سر برادر را دید ناله‌ای جانسوز سرداد و صدا زد ای حسین علیه السلام ای حبیب رسول خدا صلی الله علیه و آله ای فرزند مکه و منی…راوی می‌گوید: به خدا قسم هر که در مجلس بود به گریه افتاد.در همین مجلس یزید با چوب خیزران بر دندان‌های امام حسین علیه السلام می‌زد و اشعاری می‌خواند. زینب سلام الله علیها برخاست و خطبه‌ای خواند که موجبات رسوایی یزید را فراهم کرد. در بخشی از این خطبه آمده است: …سرانجام کار آن‌ها که بد عمل کردند به جایی رسید که آیات خداوند را دروغ شمردند و بدان‌ها استهزا می‌کردند.ای یزید! آیا گمان کرده‌ای از این که ما را گرفتار ساختی و به صورت اسیر در این شهر و آن شهر گرداندی، این کارها سبب بی مقداری ما و دلیل قدرت‌مندی تو خواهد بود؟ و خداوند مدد کار توست؟! …مگر فراموش کردی که خداوند فرمود: «کافران نپندارند مهلتی که به آنان داده شده به سودشان خواهد بود، بلکه به آن‌ها فرصت می‌دهیم تا بر گناه خویش بیفزایند و با رسوایی، به کام عذاب خوارکننده وارد شوند!…».ای یزید! این جنایت‌های عظیم را انجام داده‌ای، آنگاه بدون این که خود را گناه کار بدانی یا جنایت خود را بزرگ بشماری، می‌گویی: «ای کاش پدران من بودند و فریاد می‌کردند: ای یزید! دست تو شل مباد؟» آن وقت چوب خیزران بر لب و دندان سید جوانان اهل بهشت می‌کوبی!؟… ای یزید! با این جنایت عظیم، جز پوست و گوشت خود را پاره نکردی و بزودی بر پیغمبر صلی الله علیه و آله وارد می‌شوی. باید پاسخ خون‌های فرزندان او را بدهی و حرمتی را که از اهل بیت علیهم السلام و پاره تن او شکسته‌ای پاسخ گو باشی…ای یزید! حال هر چه در توان داری و هر فریبی که می‌توانی انجام بده و در این راه کوشش خود را بکار گیر. به خدا سوگند. تو نمی‌توانی نام و وحی ما را خاموش سازی، و از این راه به آرزوی دلت برسی، این ننگ و عار را هم نمی‌توانی از دامن خود شستشو دهی.حضرت زینب سلام الله علیها در این خطبه‌ی شجاعانه، جنایت‌های یزید را آشکار کرد و او را رسوا کرد. زینب برای همیشه نام و یاد امام حسین علیه السلام و نهضت آن حضرت را زنده کرد.

خطبه زینب اگر در سفر شام نبود   از فداکاری شاه شهدا نام نبود
نه همین نام نبود از شه گلگون کفنان   اثر از مکتب ارزنده اسلام نبود

عزاداری برای امام حسین علیه السلامحضرت زینب سلام الله علیها علاوه بر این که در خطبه‌های خویش به مصیبت بزرگ شهادت امام حسین علیه السلام اشاره می کرد و با سخنان جانسوز خویش همگان را به گریه می انداخت، تلاش می کرد در هر فرصتی با یادآوری مصائب امام حسین علیه السلام در ماندگاری این حماسه عظیم نقش ایفا کند.پس از شهادت امام حسین علیه السلام واحتمالاً در روز یازدهم محرم اهل بیت علیهم السلام درخواست کردند که آن‌ها را از محل قتل شهدا عبور دهند.راوی می‌گوید: «فوالله لاانی زینب بنت علی علیه السلام تندب الحسین علیه السلام و تنادی بصوت حزین و قلب کئیب: یا محمد صلی علیک ملائکه السماء هذا حسین بالعراء مرمل بالدماء…».به خدا قسم زینب دختر علی علیه السلام را فراموش نمی‌کنم که با صوتی حزین و قلبی شکسته فریاد می‌کرد ای رسول خدا صلی الله علیه و آله درود فرشتگان خدا بر تو باد این پیکر عریان حسین است که در خون آغشته است.

این کشته فتاده به هامون حسین توست   این صید دست و پا زده در خون حسین توست

در نقلی دیگر عصر روز یازدهم محرم وقتی اسرا را از کنار اجساد شهدا عبور دادند، زینب سلام الله علیها خودش را به بدن مقدس ابا عبدالله علیه السلام رساند… شروع به سخن کرد: «بابی المهموم حتی قضی، بابی العطشان حتی مضی». آن چنان دلسوز گریه کرد که «فابکت علیه کل عدو و صدیق.»و در نقلی دیگر آمده است حضرت زینب سلام الله علیها در کنار بدن مقدس امام حسین علیه السلام، رو به سوی مدینه نمود و ندبه‌های دلخراش سر داد: «وامحمّداه! بَناتُکَ سَبایا وَ ذُرّیتُک مُقَتّله، تسفی علیهم رِیحُ الصّبا، و هذا حُسینٌ مجزوزُ الَّرأسِ مِنَ القَفا، مَسلُوبُ العمامِهِ والرِّداء…».ای پیامبر! اینان دختران شمایند که به اسیری می‌روند. اینان فرزندان شمایند که با بدن‌های خونین، روی زمین افتاده‌اند و باد صبا بر پیکر آنان می‌وزد! ای رسول خدا! این حسین علیه السلام است که سرش را از قفا بریده‌اند و عبا و ردایش را به غارت برده‌اند. پس خطاب به مادرش حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها چنین ادامه داد: ای مادر داغدیده! ای دختر پیامبر! به کربلا نگاه کن! حسینت را با سر بریده و دخترانت را با خیمه‌های غارت شده و سوخته بنگر! مادر! ببین دخترانت را کتک می‌زنند! مادرم! این حسین است که در خون غلتیده، او را تشنه شهید کرده و بدنش را با نیزه‌ها و سم اسبان سوراخ سوراخ کرده‌اند. اینان مورد ظلم حرام زادگان و آزادشدگان پدرت رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار گرفته‌اند.در شام نیز حضرت زینب در محله‌ای به نام «دارالحجاره» که محل اقامت اسرا بود، مجلس عزاداری برای امام حسین علیه السلام برپا کرد به گونه‌ای که یزید از حضور اهل بیت علیهم السلام در شام احساس خطر کرد و دستور بازگشت آن‌ها را به مدینه صادر کرد.زینب قافله سالار اسرای کربلاپس از شهادت امام حسین علیه السلام وظیفه قافله سالاری بر عهده زینب سلام الله علیها گذاشته شد. رئیس قافله اوست. چون یگانه مرد؛ یعنی زین العابدین علیه السلام در این وقت به شدت مریض است. زینب سلام الله علیها علاوه بر حفاظت از جان امام سجاد علیه السلام می‌بایست از اطفال و فرزندان قافله اسیران نیز محافظت کند. آن بانوی گرامی از همان عصر عاشورا به دستور امام سجاد علیه السلام مامور شد زنان و کودکان آواره را در خیمه‌ای جمع کند.سعی و تلاش زینب سلام الله علیها در محافظت از اسرا به حدی بود که به لقب «امنیه الله» ملقب شد.چرا که اسرا امانت‌هایی بودند، ‌که بدست آن حضرت سپرده شده بودند.آن حضرت در مجلس یزید اجازه نداد فاطمه دختر امام حسین علیه السلام را به کنیزی ببرند و با جدیت جلوی این کار را گرفت.امام سجاد علیه السلام در این سفر در همه امور با زینب مشورت می‌کرد، چرا که زینب را غمگسار اسیران و پرستار یتیمان می‌دانست.

۲٫ ام کلثوم: بر اساس داده ‏هاى تاریخى، یکى دیگر از دختران امام على علیه‏السلام ، به نام «ام کلثوم»، در کربلا حضور داشته است. ایشان در رساندن پیام امام حسین علیه‏السلام و به ثمر نشاندن خون شهیدان کربلا نقش مهمى ایفا کرد و در کوفه خطبه خواند.

نقش حضرت ام کلثوم در کربلا چه بود؟
اما درباره حضور ام‌کلثوم در کربلا، گزارش‌های زیادی در دست نیست. فقط نام وی چند بار در واقعه کربلا یاد شده و مورخان نخستین از تفصیل درباره حضور وی در عاشورا کمتر سخن گفته‌اند. در اینجا با جستجوی نام وی در منابع و مقاتل، نقش وی در کربلا را پیگیری می‌کنیم. آنگاه از مجموع این روایات می‌ٱوان به نتایجی دست یافت.
ابوحنیفه دینوری از همراهی دو خواهر امام حسین زینب و ام‌کلثوم در حرکتش به سمت کوفه خبر می‌دهد.بنا به نقل ابن‌اعثم، بعد از شعری که امام حسین(ع) خواند و تلویحاً به مرگ خود اشاره کرد (یا دهر اف لک من خلیل…) حضرت زینب و پس از او ام‌کلثوم بی‌تابی کردند و امام ایشان را دلداری داد.خوارزمی می‌گوید امام سجاد(ع) می‌خواست با حال بیماری به کمک پدر رود که ام‌کلثوم مانع شد. وی همچنین می‌گوید پس از شهادت امام حسین(ع) ام‌کلثوم شروع به گریه و زاری کرد. اما شبیه این مطلب در لهوف به حضرت زینب نسبت داده شده است.ابن شهر آشوب می‌گوید هنگام غارت خیمه‌ها و هنگام کشیدن گوشواره ام‌کلثوم گوش او پاره شد. بنا به نقل سید ابن طاووس و نویسندگان بعد از وی ام‌کلثوم پس از خواهرش زینب(س) در کوفه سخنرانی کرد. این خطبه را مورخان و مقتل‌نویسان متقدم نیاوده اند.ابوالفرج اصفهانی نام ام‌کلثوم را در کنار حضرت زینب در ردیف اسیرانی که به شام وارد شدند، ذکر می‌کند. اما این خبر منحصر به لهوف است که ام‌کلثوم از شمر خواست سرها را جلوتر ببرد تا مردم به دیدن سرها مشغول شوند و به زنان نگاه نکنند.اینها تمامی گزارش‌هایی است که نام ام‌کلثوم را در کربلا نشان می‌دهد. حتی اگر برخی از این روایات با نقد یا تردید روبرو شود، اصل حضور وی را نمی‌توان انکار کرد. بخصوص که در بعضی از آنها نام وی درکنار حضرت زینب(س) آمده است.

۳٫ فاطمه، دختر امام حسین علیه‏السلام
مادرش، ام ‏اسحاق، دختر طلحه بن عبیداللّه‏ بود. فاطمه با حسن مثنّى، فرزند امام حسن‏ مجتبى علیه‏السلام ازدواج کرد. حسن در واقعه کربلا مجروح شد. فاطمه هم‏گام با عمه‏ اش، زینب علیهاالسلام و دیگر بانوان اهل‏بیت علیهم‏السلام در رساندن پیام امام و افشاى جنایت‏ هاى بنى امیه حضور فعال داشت و در کوفه، پس از عمه ‏اش زینب علیهاالسلام سخنرانى کرد.

۴٫ سکینه، دختر امام حسین علیه‏السلام
مادرش، رباب، دختر امرؤ القیس است. نامش را امینه، امیمه و آمنه ذکر کرده ‏اند و سکینه لقب او است. سکینه در کربلا حضور داشت و در آن زمان از زنان رشید اهل‏بیت علیهم‏السلام به شمار مى ‏رفت. وى از نظر جمال، کرامت، ادب و سخاوت داراى جایگاه والایى بود و به جهت آگاهى ‏اش به شعر و ادب، خانه‏اش محل تجمع ادیبان و شاعران بود.

۵٫ رباب
او دختر امرؤ القیس است. امرؤ القیس در زمان خلیفه دوم به مدینه آمد و مسلمان شد. وى پس از مسلمانى، سه دختر خود را به امام على علیه‏السلام ، امام‏حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام تزویج کرد. رباب، مادر سکینه و عبداللّه‏ رضیع است که در آغوش امام حسین علیه‏السلام به شهادت رسید. او همراه زینب‏ کبرا علیهاالسلام و دیگر بانوان اهل بیت علیهم‏السلام به اسارت برده شد. در مجلس ابن زیاد، سر مطهر امام حسین علیه‏السلام را از میان تشت برداشت و بغل کرد و بوسید و آهى کشید.او با سرودن اشعارى درباره واقعه عاشورا راه بسیارى از تحریف‏ها را بست. پس از بازگشت به مدینه، به مدت یک‏سال در غم از دست دادن همسرش به سوگوارى پرداخت و زیرسایه ننشت تا از دنیا رفت.

نقش رباب در نهضت حسینی
در واقعه کربلا تنها زنی که از همسران امام حسین(ع) با او همراه بود، همین رباب بود، او گام به گام سیدالشهداء حرکت می کرد.۱۲
این بانوی باوفا به همراه همسرش به کربلا رفت و پس از داغ های بسیاری که دید به اسارت به سوی کوفه و شام برده شد و از آنجا به همراه کاروان اسیران به مدینه باز گشت و در تنهایی زندگی کرد. ۱۳
رباب درعزای امام حسین
چون سر نازنین اباعبدالله را در برا بر ا بن زیاد گذاشتند خاندان آن حضرت با حسرت و اندوه فراوان به آن سر می نگریستند، رباب در حالی که اشک می ریخت از جای برخاست و سر مطهر را از زمین برداشت و بو سید و در دامان گذاشت و گفت :
وا حُسَیناهُ فَلا نَسیتُ حُسَینأ اقصَدتهُ اَ سِنَّهَ الا عداء
غــادَرُوهُ بِکَربـــلا صریعــأ لا سقی الله جانبی الکربلاء
وای حسین! من هرگز تو را فراموش نمی کنم چرا که تو را دشمنان با نیزه های کینه توزانه پاره پاره کردند!
و جسد پاک تو را در سر زمین کربلا افکندند. خداوند چنین مکانی را سیراب نگرداند.۱۴
حضرت رباب یکسال در کنار قبر امام حسین ماند، واین اشعار را در مرثیه امام حسین سروده بود:
إنَّ الَّذِی کانَ نـوراً یُسْتَضاءُ بَـهِ بِکَرْبَـلاء قَتیلٌ غَیـْرُ مَـدْفُُـونٍ
سبط النبی جـزاک الله صـالحـهً عنا و جنبت خسران الموازیـن
قد کنت لی جبلاً صعباً الوذ بـه و کنت تصحبنا بالرحم و الدین
من للیتامی و من للسائلین و من یغنی و یأوی الیه کـل مسکیـنٍ
والله لا ابتغی صهـراً بصهـرکـم حتی اغیب بین الرمـل و الطیـن ۱۵
– حسین که نور پر فروغی بود، در کربلا شهید شده و بدون دفن افتاده است. ای فرزند پیامبر! خداوند از سوی ما جزای نیکت دهد، و از خسران میزان دورت بدارد.
– حسین جان! تو برای من به منزله ی کوه محکمی بودی که به تو پناه می آورم، و در مصاحبت و رفتار با دین و
مهربانی معاشرت می کردی. بگو ببینم بعد از این یتیمان و دردمندان به کجا پناه برند؟ و مستمندان و مسکینان کدام دری
را بکوبند؟
– ای همسر عزیزم!(تو آن چنان در دل من جای گرفته ای) که سوگند به خدا جز تو را رغبت نمی کنم، و بغیر از حسین دل به کسی نبندم تا زیر خاک ها دفن شوم.
بعد از شهادت حسین(ع) رباب را همراه اسرا به شام بردند چون به مدینه برگشت، در مدینه پیوسته در گریه و زاری بود و می سوخت تا اشک چشمش خشک شد. روزها هرگز در سایه نرفت در میان آفتاب می نشست و می گریست. و چون او را دعوت به نشستن در سایه کردند فرمود: چگونه در سایه قرار گیرم در حالیکه بدن عزیز دلم حسین در میان آفتاب سوزان کربلا قرار داشت.
کلینی خبر عزا داری رباب را ذکر کرده است و از امام صادق(ع) نقل می کند که فرمود:هنگامی که حسین شهید شد همسر کلبی آن حضرت( رباب دختر امرالقیس کلبی) برایش سوگواری برپا کرد. ۱۶
رد کردن خواستگاری بزرگان
هرچه بزرگان مدینه او را به همسری خواندند نمی پذیرفت چرا که پس از امام حسین(ع) کسی را نمی یافت که همتراز آن حضرت باشد که به همسری او درآید. ۱۷
در روایتی دیگر آمده:
بعد از شهادت آن حضرت اشراف قریش او را خواستگاری کردند او اجابت نکرد و جواب گفت: که بعد از
مواصلت با پیغمبر(ص) با کس دیگر مواصلت نکنم و بعد از امام حسین(ع) شوهری دیگر نمی خواهم.۱۸
زمان وفات حضرت رباب
رباب مدت یک سال بر سر قبر حسین ماند، پس از آن به مدینه برگشت و از تأسف و غصه(در سال ۶۲ هجری) وفات کرد. و در مدینه مدفون گردید.
و ابن اثیر در کتاب« کامل» گفته: که گفته شده رباب مدت یکسال بر سر قبر امام حسین(ع) اقامت جست پس از آن به مدینه عود کرد و از تأسف و حزن فوت کرد.

ب) زنان غیر هاشمى۱٫ ام خلف، همسر مسلم بن عَوْسَجه
او همراه شوهر و فرزندش به کربلا آمد و پس از شهادت شوهرش، پسر خود را روانه میدان کرد، ولى امام مانع رفتن او شد. با این حال، ام‏خلف، سر راهش را گرفت و او را به نبرد در رکاب حسین علیه‏السلام تشویق کرد. او عازم میدان شد و پس از نبردى جانانه به شهادت رسید. کوفیان سرش را به سوى مادرش افکندند و ام خلف سر فرزندش را برداشت و چنان گریست که همگى به گریه افتادند.
۲٫ اُمّ عَمْرو بن جناده
نامش، «بحریه»، دختر مسعود خزرجى و همسر جناده بن کعب انصارى است. جناده از شیعیان مخلص على علیه‏السلام بود که از مکه با خانواده خود همراه حسین علیه‏السلام گردید و هرگز از آن حضرت جدا نشد.پس از شهادت جناده، همسر او، فرزندش، «عمرو» را روانه میدان کرد. امام حسین علیه‏السلام مانع شد، ولى عمرو گفت: «مادرم مرا امر به قتال کرد.» سرانجام به میدان رفت و در رکاب حسین علیه‏السلام به شهادت رسید. کوفیان سر او را به طرف مادر انداختند. مادر سر جوان خود را برداشت و به سینه چسبانید و پس از گفت‏وگویى با آن، سر را به سوى دشمن پرتاب کرد و عمود خیمه را برداشت و به دشمن حمله کرد. امام، او را برگرداند و در حقّش دعا کرد.
۳٫ مادر وهب
این زن مسیحى، هنگامى که در ثعلبیه (نزدیک کربلا) به طور موقت سکنى گزیده بود، به کاروان امام حسین علیه‏السلام برخورد و به ایشان از کمى آب شکایت کرد. امام علیه‏السلام نیزه خود را بر زمین زد و ناگهان آب فراوان از زمین بیرون زد. آن زن که تا آن زمان مسیحى بود و شناختى از امام نداشت، مجذوب بزرگوارى و کرامت امام شد و پس از آن که با پسر و عروسش به خدمت امام رسیدند، هر سه مسلمان شدند و به کاروان امام حسین علیه‏السلام پیوستند. مادر وهب و پسرش در واقعه عاشورا به شهادت رسیدند.هنگامى که سر وهب را براى مادرش آوردند، سر را بوسید و گفت: «سپاس خداوندى را که با شهادت تو در رکاب امام حسین علیه‏السلام مرا رو سفید کرد. سپس ستون خیمه را برداشت و به دشمن حمله کرد و دو تن از آنان را کشت.

ام وهب و هانیه
ام وهب(قمربن عبدازتیره ی بنی نمربن قاسط)۲۰به همراه پسرش وهب و عروسش هانیه در روزعاشورا شاهد وقایع خونین آن روز و مصیبت های اهل بیت رسول الله(ص) بود.آن ها مسیحی بودند. وقتی که امام حسین(ع) و یارانش به سوی کربلا می رفتند درصحرای ثعلبیه ۲۱چشمشان به خیمه ی سیاه سوخته ای افتاد. امام نزدیک رفت. دید پیرزنی فقیر در آنجا زندگی می کند. او قمر مادر وهب بود. امام حال و روزگار او را پرسید. اوگفت روزگار می گذرد، ولی ما در مضیقه ی آب هستیم. امام با او به کناری رفتند تا به سنگی رسیدند. حضرت با نیزه ی خود آن سنگ را از جا کند، آب خوشگوار از زیر آن بیرون آمد. پیرزن شادمان شد و از امام تشکرکرد. امام هنگام خداحافظی جریان خود را به او گفت و به آن پیرزن فرمود: ما نیاز به یار و یاور داریم. وقتی که پسرت برگشت، بگو به ما بپیوندد و ما را در دفاع از حق و مبارزه با ظلم یاری کند. وقتی که وهب و همسرش آمدند. پیرزن همه ی ماجرا را برای آن ها تعریف کرد. آن سه نفرشیفته ی اسلام شدند و به سوی کاروان امام حرکت کردند و به امام رسیدند و اسلام را قبول کردند و با کاروان امام همراه شدند.
وهب و هانیه تازه عروسی کرده بودند. روزعاشورا ام وهب این زن شجاع و مجاهد به پسرش وهب گفت: پسر برخیز و پسردختر پیامبر را یاری کن. هانیه، همسر وهب ابتدا با میدان رفتن وهب مخالف بود ولی بعد راضی شد و وهب را روانه ی میدان کرد. وهب به میدان رفت و پس ازاینکه چندین نفررا کشت، نزد مادر و همسرش برگشت و به مادرش گفت: مادر راضی شدی؟ مادرش گفت: ازتو راضی نمی شوم تا در پیشگاه امام حسین(ع) کشته شوی. وهب هم به میدان بازگشت وپس ازجنگی نمایان به دست دشمن اسیرشد و سرش را از تنش جدا کردند و به سوی لشکرامام انداختند. مادر وهب، این دلاور زن سر را گرفت وخون از صورتش پاک کرد و سر را به سمت دشمن پرتاب کرد وگفت: ما چیزی را که در راه خدا می دهیم پس نمی گیریم.آنگاه عمود خیمه را از جا کند و به میدان رفت و دو نفر از دشمن را کشت. امام حسین(ع) فرمود: ای مادر وهب به خیمه برگرد تو و پسرت اکنون با رسول خدا هستید. جهاد از زنان برداشته شد. مادر وهب امر مولایش را اطاعت کرد و به خیمه بازگشت.۲۲ هانیه همسر وهب خود را به جنازه ی خونین همسرش رسانید و خون ها را از پیکر او پاک می کرد و می گفت:«هنئاً لک الجنه» بهشت برتوگوارا باد. شمر که این صحنه را دید به غلامش رستم دستور داد او را بکش. غلام هم با عمود بر سر آن نوعروس زد و او را کشت. و این نخستین زن و یگانه زنی بود که درکربلا به شهادت رسید.۲۳ البته در بعضی ازمنابع آمده که مادر وهب به دستور شمر به شهادت رسید واولین زن از میان یاران امام حسین(ع) بود که به شهادت رسید. در تاریخ آمده است که آن حضرت به مادر وهب بشارت بهشت را داد و به وی فرمود:«أنت و ولدک مع رسول الله وذریّته فی الجنّه»۲۴
نقل دیگرازام وهب
ام وهب دختر عبد و همسر عبدالله بن عمیرکلبی از بنی علیم از طایفه بنی نمربن قاسط است.۲۵برخی نام وی را قمر یا قمری خوانده اند۲۶ او با همسرش در یکی از محله های کوفه سکونت داشت. هنگامی که همسرش عبدالله ازحرکت مردم به سوی کربلا برای جنگ با امام حسین(ع) آگاه شد، تصمیم گرفت به یاری امام حسین(ع) بشتابد و همسرش را نیز از نیّت خود آگاه کرد.
او نیز شادمان گردید و با وی همراه شد.آن دو شبانه خود را به کربلا رساندند و به کاروان حسینی پیوستند. روز عاشورا هنگام ورود عبدالله به میدان، ام وهب گرزی به دست گرفت و به اوگفت: پدر و مادرم فدایت، از پاکان واز باقی ماندگان محمد(ص) دفاع کن. عبدالله به طرف دشمن حمله ورشد، و زن نیز در پی او رفت.
عبدالله از او خواست که پیش زنان بازگردد. اما ام وهب جامه اش را گرفت وگفت: رهایت نمی کنم، باید من هم با تو بمیرم. در این هنگام امام حسین(ع) صدا زد: خدا شما خاندان را پاداش نیک دهد.ای زن، خدایت رحمت کند پیش زنان بازگرد و با آنان بنشین که بر زنان پیکار نیست واو نیز بازگشت.۲۷ بنا به نقلی ام وهب پس از شهادت همسرش کنار او آمد، خاک وخون از چهره ی او برگرفت وگفت: بهشت گوارایت باد. در همین لحظه غلام شمرکه رستم نام داشت با زدن عمودی آهنین برفرق زن، او را به شهادت رساند.

نقش ‏آفرینى زنان حاضر در کربلا
بدون تردید، زنان در واقعه کربلا نقش انکارناپذیرى داشتند که مهم‏ترین آنها عبارت است از:

الف) تشویق مردان به جهاد
حضور برخى مردان را باید مرهون فداکارى و تشویق زنان دانست. همچنین صبر و استقامت زنان کاروان حسینى و شکیبایى آنان در فراق عزیزان یکى از عوامل تشویق مبارزان بود.
ب) تقویت روحى (صبر و استقامت)
زنان حاضر در کربلا با وجود شهادت نزدیکان خویش، نه تنها خود پایدار و استوار ماندند، بلکه دیگران را نیز در این راه دلدارى دادند. زینب‏ کبرا علیهاالسلام زمانى که از شهادت على اکبر با خبر شد، درحالى ‏که صدا مى ‏زد: «واحبیباه و ابن أخیاه….» براى دلدارى حسین علیه‏السلام به استقبال او شتافت.
ج) جهادگرى و رزمندگى
در روز عاشورا، برخى زنان همانند مردان وارد صحنه کارزار شدند که از جمله مى‏توان به همسر عبداللّه‏ بن عمیر کلبى اشاره کرد. او دو بار در میدان نبرد حاضر شد و شجاعت و رزمندگى خود را در مقابل مردان سپاه یزید به نمایش گذارد.
د) دفاع از امامت و خاندان پیامبراعظم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله
از گفتار و رفتار زنان حاضر در کربلا مى ‏توان میزان همت آنان را در دفاع از امامت دریافت. در آخرین لحظه‏ ها، هنگامى که شمر قصد بریدن سر مبارک امام را داشت، زینب علیهاالسلام به امید نجات جان امام یا براى اتمام حجّت، بر سر عمر سعد فریاد زد: «آیا حسین کشته شود و تو نظاره گر باشى؟»همچنین در مجلس ابن زیاد هنگامى که وى قصد کشتن على بن الحسین علیه‏السلام را داشت، زینب کبرا علیهاالسلام مانع این اقدام ابن زیاد شد، به این شکل که خود را پسر امام کرد و در خطاب به ابن زیاد گفت: «آنچه از خون‏ هاى ما ریختى، کافى است. به خدا سوگند! از او جدا نمى ‏شوم تا مرا نیز با او بکشى». ابن زیاد نیز از این تصمیم منصرف شد.
ه) پرستارى
از دیگر وظایف بانوان، پرستارى از بیماران و مجروحان و کودکان بود. پیش از واقعه، مراقبت از بیماران کاروان را بر عهده داشتند، چنان‏که در شب عاشورا و پس از واقعه عاشورا، زینب علیهاالسلام سرگرم پرستارى از امام ‏زین العابدین علیه‏السلام بود. وى پس از شهادت امام حسین علیه‏السلام و در زمان اسارت نیز با وجود آشفتگى شدید روحى، نگه‏دارى کودکان و مراقبت از آنها را عهده ‏دار شد.
و)پیام رسانى
مهم‏ترین و مشکل‏ترین وظیف ه‏اى که پس از شهادت امام‏ حسین علیه‏السلام برعهده بانوان قرار گرفت، رساندن پیام شهیدان و هدف قیام امام حسین علیه‏السلام به گوش مردم آن زمان بود که تفصیل آن را در شاخص‏ هاى خبررسانى حضرت زینب علیهاالسلام خواهیم آورد.حضرت زینب علیهاالسلام برجسته ‏ترین زن عاشورا، زینب کبرا علیهاالسلام است که انسانى تربیت‏یافته در خاندان رسالت و امامت، دانشمندى بزرگ و قهرمانى بى ‏نظیر است که مى‏تواند بهترین به عنوان زن نمونه و سرمشق براى زنان باشد. آنچه در تاریخ و به ویژه در واقعه عاشورا و پس از آن از ایشان مى ‏بینیم، در حقیقت، ظهور نوع زندگى و تربیت ایشان از کودکى تا سال‏هاى جوانى و تجربه ‏هاى بى‏نظیر ایشان در کوره حوادث سال‏هاى پس از رحلت پیامبراعظم (ص) است.به رویدادهاى مهم تاریخى که در دوران زندگى با برکت ایشان اتفاق افتاده است، نگاهى گذرا مى ‏افکنیم.


ویژگى ‏هاى زن عاشورایىالف) انسان‏ ساز و جامعه ‏ساز
زن عاشورایى با پیروى از زینب علیهاالسلام ، باید انسان‏ ساز و جامعه ‏ساز باشد. زینبى که با خطبه ‏هاى آتشین خود، افزون بر رسوا کردن حکومت بنى امیه، افکار عمومى را روشن کرد و جرقه نهضت‏هاى بعدى همچون قیام توابین را زد. او نمونه والاى یک همسر و یک خواهر است. در خانه، مسئول تربیت فرزندان و در جامعه، مسئول سرنوشت مردم. بذر اندیشه اسلامى و انقلاب برادرش، حسین علیه‏السلام از دامن او پراکنده شد، رویید و به بالندگى رسید.
ب) پویا و مشارکت در عرصه ‏هاى اجتماعى
زنِ الهام گرفته از عاشورا، در تمامى عرصه‏ هاى علمى، اقتصادى، اجتماعى و سیاسى حضورى فعال و پویا دارد. همچون زینب کبرا علیهاالسلام که عالمه مدینه و پاسخ‏گوى پرسش‏هاى دینى زنان بود. به گواه تاریخ، خانه وى در مدینه، محل مراجعه یتیمان و نیازمندان بود و خودش در سرنوشت ‏سازترین فرازهاى تاریخ اسلام حضورى سربلند و کارآمد داشت.از حضور زنان در عاشورا درمى ‏یابیم که زن مى ‏تواند در پیچیده ‏ترین صحنه‏ هاى اجتماعى، حضورى جدى و سازنده داشته باشد.
ج) عزت ‏طلب
فریاد آزادى‏خواهى و عزت‏ طلبىِ زن سربلند و تربیت‏ یافته در مکتب عاشورا، پایه ‏هاى حکومت طاغوت را مى ‏لرزاند و ترسى دهشتناک در جان انسان‏هاى خودکامه مى ‏اندازد. فریاد عزت‏ طلبى زنِ تربیت ‏یافته در مکتب عاشورا، پرده رسوایى ستمگران را کنار مى ‏زند و بساط ستم را درهم مى ‏چیند.
د) پرورش ‏دهنده شهید
زن عاشورایى، دختر شهید، مادر شهید، خواهر شهید و عمه شهید است. زینب علیهاالسلام ، فرزند نوجوان خود را در اوج احساسات و عواطف مادرانه، راهى جنگى مى ‏کند و یقین دارد بازگشتى در آن نیست. او معتقد است که در مبارزات سیاسى باید فعالانه شرکت کرد و آنجا که اسلام در خطر است، باید از فرزند و شوهر، برادر و احساسات زنانه دست کشید.
ه) باحجاب
زن در مکتب عاشورا، در عین حضور در عرصه‏ هاى مختلف، پاک‏دامنى خود را با سلاح عزت و شجاعت حفظ مى ‏کند. از دشمن هیچ نمى‏ خواهد جز اینکه آنها را در معرض دید مردم قرار ندهد و حجاب آنها را ندرد.
و) بنده خدا
در دیانت زن عاشورایى همین بس که شب‏ها را به عبادت مى ‏گذراند و روزها را روزه مى‏گیرد و در فرداى عاشورا، نماز شب خود را نشسته مى ‏خواند.
ز) بردبار
تاریخ، صبورتر از زن عاشورایى ندیده است. زنى که در یک نیم‏روز، برادرانش، پسرانش و… به شهادت برسند و او بردبارى پیشه کند. زینب‏ کبرا علیهاالسلام ، گنجینه ‏دار رنج است و وارث بیت الاحزان فاطمه علیهاالسلام . صبر او در آن فاجعه انسانى، سرمشقى است براى تمامى زنان جهان. آن هنگام که در کنار جسد برادر با حفظ تعادل و ثبات روحى از خداوند خواست این قربانى کم را از او بپذیرد، اوج بردبارى او بود.
ح) مهربان و باصلابت
زن عاشورایى هنگام دلدارى اسیران داغ‏دار، مظهر عطوفت و دریاى مهربانى است و آن هنگام که قرار است طبل رسوایى یزید را در کوفه و شام به صدا در آورد، مردانه‏تر از تمام مردان جهان، خطبه‏اى توفنده مى‏خواند.
ط) جسارت در برابر باطل
زن عاشورایى با سرمشق قرار دادن زینبى که بى ‏محابا به مجلس یزید پا مى‏ گذارد، شجاعانه مى ‏ایستد و صریح و بلیغ سخن مى ‏گوید. رسواکننده سرکشان و افشا کننده ماهیت دشمنان است. صلابت بى ‏نظیر وى در صفحات تاریخ، همه اندیشمندان را متحیر مى ‏سازد.مدیریت پویا و غیراحساسى در شرایط بحرانى زن عاشورایى، مدیریت بحران را خوب بلد است؛ زیرا تربیت ‏یافته مکتبى است که در آن، زینب علیهاالسلام ، کاروان مجروح و داغ‏دیده اسیران را با قدرت روحى بالا سرپرستى کرده و هم‏درد آنان است. وى حامى امام حاضر است. نماد زنى شجاع، مدبّر و شایسته که به ظاهر اسیر و دست به زنجیر و در واقع، آزاد و آزاده‏اى شجاع و مدبر است. زن عاشورایى تربیت یافته در مکتب زینب علیهاالسلام نیز در دوران معاصر در هشت سال جنگ، همچون کوهى استوار، جاى خالى همسر شهیدش را براى فرزندان پر مى ‏کند و سرپرست خانواده مى ‏شود و به خوبى از عهده تمامى مسئولیت‏هاى سنگین زندگى برمى ‏آید.
زن امروز مشتاقانه به دنبال الگویى است که فراگیر باشد.
زن عاشورا الگویى است براى انسان امروز که به کشف افق‏هاى بسیار متنوع، از هزار توى هستى دست یافته است.
زن امروز باید به‏ گونه ‏اى تربیت شود که براى رویارویى با بحران‏هایى همچون جنگ یا بحران‏هاى فرهنگى یا اقتصادى، دانش، قدرت تحلیل، تطبیق، مدیریت و بردبارى لازم را داشته باشد.
زن امروز باید تربیت شود هم براى خانه و خانواده و هم براى مشارکت اجتماعى فعال و سازنده؛ هم براى دوران صلح و هم براى دوران جنگ؛ هم براى شرایط محاصره اقتصادى و هم براى توسعه پایدار؛ هم براى تربیت کودکان و هم براى حضور جدى در معرکه رقابت‏هاى علمى، فرهنگى، فن‏آورى و نیز حضور آگاهانه و مقتدرانه در فرآیند «جهانى شدن».
زن امروز به پیروى از سفیر کربلا آن‏گاه که مى ‏خواهد مقاصد سیاسى اجتماعى خود را مطرح سازد، باید صداقت پیشه کند و روى سخنش با مردم باشد و مردم را متوجه مسئولیتشان در برابر کردارشان بسازد.
زن امروز باید در مسیر تسلیم و رضاى الهى گام بردارد و در سخت ‏ترین مصیبت ‏ها جز زیبایى نبیند که این، آخرین منزل سالکان الى اللّه‏ است.
زن امروز با الگوگیرى از زنان عاشورایى، موظف است در اصلى ‏ترین هسته اجتماع؛ یعنى خانواده، بسترى مناسب براى رشد و بالندگى همسر و فرزندان فراهم آورد.

 

3+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
  • avatar

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

Notify of
avatar
wpDiscuz