حکـومت اسلامی از دیدگاه امام علی (علیه السلام)


حکـومت اسلامی از دیدگاه امام علی (علیه السلام)

 

چکیده :
با این نگرش به حکومت و حاکمیت، و با این تفسیر از سیاست، علی علیه السلام زمام امور را بدست می گیرد و بر این اساس پس از دست یافتن به قدرت سیاسی، بی درنگ، اصلاحات حکومتی را با شعار در عدالت اجتماعی و اقتصادی آغاز می کند، او هدف از پذیرش حکومت را (ایجاد اصلاحات و احقاق حقوق پایمال شده) اعلام کرده بود.
پیشگفتار :
اهمیت وجود حکومت و حاکم در جوامع بشری از این جهت حائز اهمیت است که انسان یک موجود اجتماعی است و اصولاً دوست دارد با همنوعان خود تعامل داشته باشد تا به این رابطه به سعادت و کمال برسد.و این زمانی تحقق پیدا می کند که در جوامع بشری نظم حکم فرما باشد پس حکومت از لوازم سعادت بشری است زیرا اجتماع بدون حکومت موجب هرج و مرج می شود استعدادها در آن شکوفا نمی شود علوم و فنون بشر در آن توسعه نمی یابد و … .در طول تاریخ حکومت های مختلفی آمده و رفته که اکثر آن ها مایه فساد بشر بوده اند حکومت هایی که بر مبنای آن هر حاکمی که با زور و قدرت زمام امور را به دست می گرفت، مشروع بوده و مردم باید از آن اطاعت کنند. به این ترتیب همانطور که امام خمینی در کتاب کشف اسرار اشاره می کند هیچ یک از حکومت هایی به اصطلاح اسلامی به جز دوران پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) عادلانه و بر طبق حق نبوده اند. این امر یعنی تداوم سلطه حکومت های تقلبی و استبدادی در کنار برخی عوامل داخلی و خارجی لذا باید سراغ حکومت اصلی و صحیح آن هم با یک دید درست رفته و ابعاد گوناگون چنین حکومتی را بررسی کنیم که به همین خاطر در این مجموعه سعی شده حکومت از دیدگاه امام علی(ع) بررسی شود.

شرح کامل دیدگاه امام علی (ع)را در ادامه مطلب بخوانید با سپاس

مقدمه :
در طول تاریخ از مهم ترین مسائلی که ذهن بشر و به ویژه متفکران و اندیشمندان را به خود مشغول ساخته، مسأله ی حکومت و شرایط حکومت صالح و عادلانه است.در تعریف حکومت و بیان حد و حدود حکومت عدل فرضیه ها و نظریات مختلفی بیان شده است ولی در این بین یقیناً نظریاتی که ادیان الهی و تفکرات آسمانی در هدایت جامعه ی بشریت بیان می کنند جامع ترین و کامل ترین نظریات هستند.اسلام به عنوان کامل ترین دین تمام موضوعات مورد نیاز بشر را مورد بحث و بررسی قرار داده و یکی از موضوعاتی را که اهمیت ویژه ای برای آن قائل شده و با تأکیدات فراوانی آن را مورد توجه قرار داده است مسأله ی حکومت، ضرورت حکومت و حدود و قوانین حکومت از دید اسلام است که امروزه بر جامعه ی مسلمان لازم است این نظرات را بررسی کرده و در اجرای حکومت اسلامی آن ها را به کار ببرند تا به سرنوشت انحرافی جوامع غربی و ترقی دچار نشود و مجموعه ای که در پیش رو دارید در حد توان و حوصله صفحات به این موضوع نظری انداخته به این امید که مورد پسند خوانندگان عزیز قرار گیرد .

معنای حکومت

در کتاب های لغت غالباً کلمه ی (حکم) به معنای قضاوت آمده است. ابن فارس می گوید: حکم به معنی منع و جلوگیری است و حکم را حکم گویند زیرا از ظلم و جور جلوگیری می کند همچنان که افسار حیوانات را (حکمه) گویند، چون حیوان را از حرکت و سرکشی باز می ارد. دانش را نیز حکمت خوانند چون صاحب خود را از جهل نابخردانه نگه می دارد.(۱) در اصطلاح علوم سیاسی و اجتماعی حکومت عبارت است از «پیوند بین دعایا و هیأت حاکمه که آن ها را به همدیگر مربوط می کند و عهده دار حفظ قانون و آزادی های سیاسی و مدنی است»(۲)‌حاکمیت نیز به معنای قدرت و برتری است که وضع کننده ی قانون و اجرا کننده ی آن بوده و قدرتی فراتر از آن نباشد.ضمناً گاه حکومت به نیروی حاکمی که ضامن اجرایی قانون است اطلاق می گردد، و چون انسان بالطبع گرایش به زندگی مشترک با مردم دارد، و می خواهد از دیگران بهره کشی کند، آنچنان که دیگران نسبت به او چنین هستند، در نتیجه با مشکلاتی روبرو می شود که معلول فطرت انسانی و زندگی اجتماعی نیست، بلکه به جهت ستم و حادث ها پدید آمده اند (و ما تفرقوا الامن بعد ما جاء هم العلم بغیا)(۳) در این صورت برای آن که هر صاحب حقی به حق خود برسد، نیاز به قانونی است که عامل رفع اختلاف باشد و حاکمی لازم است که مجری این قانون باشد.

مزیت های حکومت علوی

حکومت علوی ویژگی هایی دارد که در هیچ حکومت دیگری یافت نمی شود.اولاً در رأس آن حکومت زمامدار بی مانندی قرار گرفته که جامع همه ی کمالات انسانی و آگاه به مجموعه علوم اسلامی بوده و علوم و اطلاعات خود را مستقیماً از پیامبر اکرم(ص) دریافت کرده، از جهت علوم و دیگر کمالات انسانی پرورش یافته شخص نبی اکرم(ص) خزینه دار علوم وحی و نبوت بوده است. حافظ و کاتب مجموع آیات قرآن و با تفسیر، تأویل، شأن نزول، ناسخ و منسوخ محکم و متشابه آیات آشنایی کامل داشته، علاوه بر تاریخ احادیث فراوانی از قبیل این گفته پیامبر اکرم(ص) که: (انا مدینه الحکمه و انت بابها و لن تؤتی المدینه الا من قبل الباب)(۴) شاهد بر این مدعاست.ثانیاً: زمامدار آن حکومت فردی معصوم بوده که در دریافت علوم و حفظ و بکار بستن آن ها مصونیت داشته.ثالثاً: زمامدار حکومت علوی شخصاً شاهد زمامداری پیامبر گرامی اسلام در پایه گذاری و اداره نخستین حکومت اسلامی و تصمیمات و صدور احکام حکومتی آن حضرت بوده است بلکه مشاور رسول اکرم و متصدی بعضی مناصب حکومتی مانند قضا و غیره نیز بوده است.رابعاً: حکومت علوی مشروعیت الهی داشته و زمامدار آن به وسیله پیامبر اسلامی نصب شده است.(۵)در توجیه اسلامی بودن حکومت به چند ویژگی می توان اشاره کرد:
اول: زمامدار ولی امر مسلمین، فقیه و اسلام شناس و عادل و واجد شرایطی است که نائب امام زمان(عج) بوده و مشروعیت الهی دارد و یکی از مصادیق اولی الامر و واجب الطاعه می باشد.
دوم: در نظام اسلامی اهداف و آرمانی های کلی اسلام که در قرآن و سیره رسول الله و امامان معصوم آمده تعقیب می شود.
سوم: در نظام اسلامی مردم به سوی توجه به عبادات و معنویات پرورش فضائل و مکارم اخلاق انجام کارهای نیک و اجتناب از رذائل و مفاسد اخلاقی رشد و تعالی انسان و دیگر ارزش های اسلامی هدایت می شوند و زمینه ی آن فراهم می گردد.
چهارم: در نظام اسلامی از احکام و قوانینی که در قرآن آمده و یا وحی بودن آن ها کاملاً به اثبات رسیده کاملاً پیروی می شود.(۶)ضرورت و لزوم حکومت در جامعهیکی از موضوعات مهم در بحث حکومت و حکومت شناسی لزوم حکومت در جامعه از دیدگاه عقل، ز دیدگاه تجربه، از دیدگاه متفکرین مختلف و از دیدگاه قرآن و روایات است.

از دیدگاه عقل

حکومت برای بشر یک امر ضروری عقلی است؛ زیرا اجتماع بدون حکومت موجب هرج و مرج می شود و این حکومت است که تنظیم کننده ی امور فرد و اجتماع و اجرا کننده ی حدود و حقوق و تأمین کننده ی عزت و استقلال جامعه ی اسلامی و یا توسعه و تکامل علوم و فنون بشر است و این مطلب از امور بدیهی می باشد.در تمامی جوامع بشری تا آنجا که تاریخ نشان می دهد نوعی حکومت وجود داشته است: حکومت قبیلگی، پادشاهی و نیز حکومت هایی از نوع آن چه در دنیای امروز وجود دارد؛ و این بدان معناست که بشر در هر مرحله ای از علم و فرهنگ و دانش باشدضرورت وجود حکومت را درک کرده و می داند زندگی اجتماعی بدون نظم و قانون و حاکمیت حتی یک روز هم امکان پذیر نیست.به عنوان نمونه:حضرت علی درباره ی فلسفه ی وجود حکومت و پاسخ به شبهه خوارج که وضع قانون و حکومت را مختص خداوند می دانستند معتقد بودند که ضرورت حکومت برای ایجاد نظم و نظام اجتماعی بوده و ابزاری برای امنیت بخشی اجتماعی است؛ البته وضع قانون در انحصار خداوند است، اما اجرای حکم الهی نیازمند حکومت است، از این روی آن حضرت حتی ضرورت حکومت فاجر را در حالت اصطرار پذیرفته و بر وجود آن تأکید کرده است.(۷) و نیز در روایت (فضل بن شاذان) امام رضا علیه السلام به سه نکته ی مهم اشاره کرده و فرموده است: اگر کسی بگوید چرا اولو الامر تعیین شده است و مأمور به اطاعت از حاکم الهی هستند؛ گفته می شود به دلایل زیاد، از جمله این که وقتی برای مردم حدودی تعیین شود و دستور یابند که از آن حدود تجاوز نکنند چون باعث فساد آن ها می شود این کار سامان نمی گیرد مگر به وسیله ی حاکم امینی در رأس آن ها که ایشان را از تعدی و داخل شدن در امور ممنوعه باز دارد؛ زیرا اگر این موضوع نباشد کسی لذات و منابع خود را به خاطر فساد دیگران ترک نمی کند لذا سرپرستی بر آن ها قرار داده شده که آنان را از فساد منع و حدود و احکام الهی را در بیان آن ها برپا دارد.دیگر اینکه ما هیچ فرقه ای از فرقه های دنیا و هیچ ملتی از ملل را نمی یابیم که بدون رییس و سرپرستی باقی مانده باشند، همان سرپرستی که امر دین و دنیایی آن ها را سامان بخشد. پس در حکمت خداوند حکیم جایز نیست که خلق را آن چه می داند برای آنان ضروری است رها سازد و سرپرستی که به کمک او با دشمنان بجنگد و اموال بیت المال را به وسیله ی او تقسیم نمایند؛ جمعه و جماعت آن ها را برپا می دارد و ظالم را از تعدی بر مظلوم باز دارد و برای آنان تعیین نکند.اگر جامعه سرپرست امین و درستکار نداشته باشد دین و آیین خدا بر باد می رود و سنت و احکام الهی تغییر می یابد و بدعت گزران چیزهایی از پیش خود بر آن می افزایند مخالفان از آن کاسته و امور را بر هر مسلمانان مشتبه می سازند.(۸)آنارشیست ها ماخوذ از ریشه یونانی ( anarshos)به تنهایی بدون رهبر، در اصطلاح سیاسی آنارشیسم عنوان دکترین ویژه ای است که خواستار الغای هر گونه قدرت سازمان یافته است و تشکل و تمرکز قدرت سیاسی را عامل فساد و در نهایت به ضرر انسان ها می دانند .آنارشیست ها معتقدند که هر شکلی از حکومت منحوس وسرچشمه فساد وخودکامگی است و به نظر آنان حکومت بزرگترین و بد ترین نمونه و الگوی تجمع و تمرکز قدرت سازمان یافته سیاسی است و به همین جهت همیشه هدف اصلی آنها از بین بردن هر نوع حکومتی بوده است. (۹)به موجب این نظریه انسان ذاتاً دارای غریزه ی و اجتماعی است و اگر به حال خود گذاشته شود راه زندگی جمعی را در پیش می گیرد، آثار شیسم به اصالت فرد و حفظ آزادی های فردی اهمیت می دهد و هر نوع حکومت و قدرت سازمان یافته را به عنوان اینکه وسیله ی استثمار و خفقان مردم است رد می کند و با مالکیت خصوصی نیز مخالف است.

از دید تجربه

انسان یک موجودی است اجتماعی، بنابراین هر جامعه ای که اجتماعی باشد نیازمند یک سری رفتارهای مشخص و قوانین می باشد در غالب حکومت، و تجربه نیز ثابت کرده است که هر جامعه ای نیازمند حکومت است، از دیرباز تاکنون مثلاً در گذشته که زندگی بشر به صورت قومی و قبیله ای بوده است اگر نگاه به تاریخ بیندازیم می بینیم آن قبایل که دارای قوانین حکومتی نبوده اند همواره با مشکلات مواجه بوده اند حتی در جنگ های قومی و قبیله ای.

از دیدگاه متفکرین مختلف

حضرت امام خمینی می فرمایند: حکومت صالح از جایگاه رفیع و بلندی برخوردار می باشد؛ زیرا امام معتقدند که حکومت صالح می تواند باعث تربیت افراد آن اجتماع بشود.(۱۰) علامه شهید مرتضی مطهری درباره ی لزوم و ضرورت حکومت بیانی روز آمد دارد، وی با دیدگاه مارکسیسم که حکومت را ساخته طبقه ی ثروتمندان برای استثمار طبقه ی فقیر می داند، درباره ی ضرورت حکومت حتی در جامعه یی طبقه نوشته است.هم چنان که گفتیم آن جا که جامعه نیز بی طبقه باشد، عدالت داخلی خود به خود اجرا نمی شود و جرم خود به خود از بین نمی رود که حفظ امنیت داخلی نیازمند به یک قدرت متمرکز نباشد و هم چنین یک جامعه نیز نیازمند به دفاع ملی و نیازمند به روابط خارجی است و نیازمند به فصل خصومت و اجرای حدود و مجازات ها است. مگر اینکه فرض کنیم آینده بشریت یکپارچه است؛ پس دشمن خارجی وجود ندارد و رابطه با خارج وجود ندارد، پس نه وزارت دفاع لازم است و نه وزارت خارجه، چون ریشه همه ی تجاوزات و عصیان ها مالکیت است پس نیازی به دادگستری و هم چنین به شهربانی و ژاندارمری و بالاخره به حفظ امنیت نیست، پس نیاز به دولت نیست، ولی باز هم این سوال پیش می آید که نیازهای ثانوی ناشی از توسعه و تمدن ایجاب می کند ارشاد و هدایت و مدیریت را در عرصه توسعه، پس نیازی به دولت و حکومت به عنوان این مظهر هست.(۱۱) ابن خلدون از متفکرین اسلامی، نیز فطری بودن زندگی اجتماعی را برای انسان دلیل بر ضرورت تعاون و تشکیل حکومت و پیروی از یک مرکز سیاسی می داند، مسئله ضرورت تشکیل حکومت برای ایجاد نظام و عدالت و ارتقای زندگی انسانی با دید عقلی و نیز از دیدگا شرع و اسلام از قضایایی است که تصور دقیق آن ما را از توسل به استدلال بی نیاز می سازد.(۱۲) به نظر اکثر فقها، خداوند در هر مسئله ای حکمی دارد، به این معنا که در اسلام، تمامی رفتارهای انسان برای آن حکمی در نظر گرفته شده است و از آن جا که بر پایه ی حکومت نیز، گونه ای از رفتارهای انسان است، ناچار باید تحت عناوین احکام اسلامی (واجب – حرام و …) جای گیرد.(۱۳)

از نظر قرآن
بررسی آیات مربوط به احکام و ابعاد حکومت نشان می دهد که برپایی حکومت در جامعه ی اسلامی امری است که نیاز به اثبات ندارد و هیچ تردیدی هم در آن وجود ندارد؛ زیرا اجرای احکام، متوقف بر وجود حکومت است و یا بیانگر تکالیف مردم، به عنوان مثال می توان به موارد زیر اشاره کرد؛وجوب اطاعت از ولی امر، وجوب اجرای حدود، وجوب تهیه و تدارک قوای نظامی برای جنگ با دشمنان.خداوند و هم چنین احکام مربوط به قضاوت، این نمونه ها، نشانگر این است که برپایی حکومت اسلامی در جامعه جزو ضروریات عقلی است و با توجه به اینکه حفظ نظام جامعه از واجبات مورد تأکید شرایط الهی است و بی نظمی امور مسلمانان نزد خدا و خالق امری قبیح است و روشن است که حفظ نظام و سد طریق اختلال، جز به استقرار حکومت اسلامی در جامعه تحقق نمی پذیرد، لذا هیچ شک و شبهه ای در وجوب اقامه حکومت باقی نمی ماند، آیاتی که به این موارد اشاره دارد، چنین است:«ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل ان الله نعماً یعظکم به ان الله کان سمیعاً بصیرا»(۱۴) (خداوند به شما امر می کند که البته امامت را بر صاحبان آن ها باز دهید و چون میان مردم حکومت کنید به عدالت داوری کنید همانا خدا شما را پند نیکو می دهد خدا به هرچیز آگاه و بصیر است).یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شی فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخر ذلک خیر و احسن تأویلاً(۱۵) (ای اهل ایمان خدا و رسول و اولی الامر اطاعت کنید و چون در امری کارتان به گفت و گو و نزاع کشید به حکم خدا و رسول بازگردید، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید این کار (رجوع به حکم خدا و رسول) برای شما از هرچه تصور کنید بهتر و خوش عاقبت تر خواهد بود).الذین ان مکناهم فی الارض اقامو الصلوه و آتوا الزکاه و آمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبته الامور(۱۶) (آنان که اگر در زمین قدرت و فرمان رواییشان دهیم نماز را بپا داشته و زکات می هند، به معروف امر می کنند و از منکر باز می دارد فرجام امور به دست خداوند است).تمکن در زمین به معنای فراهم آوردن امکاناتی است که آنان را در گسترش اسلام و اقامه ی احکام آن یاری می دهد، اما آنچه در آیه به عنوان برپا داشتن نماز، دادن زکات، امر به معروف و نهی از منکر ذکر شده تنها در ذکر نمونه هایی از ابعاد مختلف نظام اسلامی است و این ها جز از طریق حکومت قابل اجرا نیست.(۱۷)

احادیث

در روایات اسلامی، مسئله امامت از جایگاه ویژه ای برخوردار است و اصولاً امامت در معنای عامی به کار برده شده است که رهبری غیر معصوم و به طور کلی مفهوم حکومت را در بر دارد، همچنین اخبار و روایات معتبری وجود دارد که بر لزوم تشکیل حکومت اسلامی تصریح می کند.در این باب روایات زیادی آمده است که به بعضی اشاره می کنیم:
الف) مرازم از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود:ان الله تبارک و تعالی انزل فی القرآن تبیان کل شی حتی حق و الله ما ترک الله شیئاً یحتاج الیه العباد، حتی یستطیع عبد.یقول: لو کان هذا أنزل فی القرآن الا و قد انزله الله تعالی فیه(۱۸) (به راستی که خدای تعالی در قرآن کریم بیان هر چیزی را نازل فرموده است).به خدا قسم، حق تعالی هیچ یک از نیازهای مردم را، بدون حکم شرعی، به خود آنان واگذار نکرده است تا اینکه بنده نتواند بگوید ای کاش این مطلب در قرآن آمده بود، مگر آن که حکم آن در قرآن آمده است.
ب) در صحیحه محمد بن مسلم در ضمن روایتی از امام صادق علیه السلام چنین آمده است:«ان امیر المؤمنین؛ صلوات الله علیه. قال: الحمد الله الذی لم یخرجنی من الدنیا، حتی بینتُ کلامه جمیع ما تحتاج الیه»(۱۹) (فرمود: سپاس بی پایان خداوندی را سزاست که مرا از این دنیا بیرون نبرد تا این که (احکام) تمام آن چه را مردم به آن محتاجند برایشان بیان کردم).

اهداف حکومت اسلامی (علوی)

در بحث حکومت و شناخت ابعاد حکومت اسلامی توجه به نظرات اربابان دین و دیانت جایگاه ویژه ای دارد در این بین فرمایشات امیر المؤمنین علیه السلام به عنوان عادل ترین حاکم و حاکمی الهی مورد توجه متفکران و اندیشمندان قرار گرفته است.به طور کلی اهداف حکومت از دیدگاه امام علی علیه السلام را می توان از ۳ زاویه مورد بررسی و دقت قرار داد:
۱٫امام علی(علیه السلام) چه اهدافی را برای حکومت خود یا حکومت اسلامی و یا هر حکومتی ترسیم می کنند.
۲٫امام علی(علیه السلام) در میان اهداف حکومت خود کدام یک را مقدم می شمرد.
۳٫آیا امام علی(علیه السلام) به اهداف حکومت خود دست یافت.
۱– اهداف حکومت
نگاه امام علی علیه السلام را به اهداف حکومت می توان ناظر به سه جنبه ی مختلف این موضوع دانست.جنبه اول: اهداف عام حکومت است اهدافی که هیچ حکومتی نمی تواند آن را نادیده بگیرد؛ زیرا حذف این اهداف، محو فلسفه ی وجودی حکومت است.
جنبه دوم: اهداف خاص حکومت اسلامی است که از اسلامی بودن دولت بر می خیزد و حکومت به اقتضای اسلامیت خویش به دنبال آن ها است حذف این اهداف یا بی اعتنایی به آن ها صبغه ی حکومت را از بین می برد.جنبه سوم: اهداف مخصوص حکومت علوی است که امیرالمؤمنین آن ها را با الهام از اسلام و با توجه به مقتضیات ویژه عصر خویش در نظر گرفته است.
۱٫اهداف حکومت احتیاج جامعه بشر به حکومت نیازی ضروری و آشکار است، درک این ضرورت برخاسته از نیازی است که بی اعتنایی بدان زندگی اجتماعی را با خللی جدی مواجه می کنند، زیرا بدون استقرار حکومت نظم اجتماعی مخلل می شود. استعدادها شکوفا نمی شود و امنیت محقق نمی شود و … وجود حکومت و حاکم از دیدگاه امام علی علیه السلام یکی از نیازهای بشر به شمار می رود و می فرماید: (انه لا بد للناس من امیر برّ أو فاجر)از دیدگاه امام علی(علیه السلام) هیچ سرزمینی بدون حاکم و حکومت پابرجا نمی ماند، اما علی علیه السلام به نرسا که ماجرای قتل کسری را برای حضرت نقل می کرد فرمود: هیچ سرزمینی بدون تدبیر پابرجا نمی ماند و ناگزیر از زمامداری است.(۲۰)
۲٫اهداف خاص حکومت اسلامی
فراتر از ضرورتی که عقل برای تشکیل حکومت درک می کند و آن را ابزاری لازم برای نظام اجتماعی می شمارد اهداف دیگری نیز از سوی دین مقرر شده است و بدین وسیله دین بر بار حکومت افزوده است و این دین است که حد و مرز برای شیوه ی حکومت داری تعیین می کند و از این جا رابطه ی حکومت یا سیاست با دین فهمیده می شود که در جامعه ای اسلامی و حکومت علوی دین هیچ گاه از سیاست جدا نیست.امام علی علیه السلام (اجرای قانون خدا) را هدف حکومت می داند.و به طور کلی اهداف حکومت اسلامی (علوی) از دیدگاه امام علی علیه السلام را می توان به صورت زیر بیان کرد:
۳٫تحقق عدالت یا عدالت خواهی
عدالت خواهی از اختصاصات حکومت علوی نبوده بلکه یک خواسته انسانی است که در طول تاریخ صدها و هزاران نهضت و قیام به بهانه دفاع از حقوق محرومین و مستضعفین و تحقق عدالت اجتماعی به وقوع پیوسته است که یکی از آن ها حکومت علوی بود. ولی عدالت خواهی امیرالمرمنین از چند جهت با سایر نهضت ها تفاوت دارد.یک: هدف امیرالمؤمنین برقرار کردن عدل مطلق یعنی اقتصادی – سیاسی، اجتماعی، حقوقی و همگانی بود. ایشان از ظلم و ستم بیزار و شیفته عدالت، درباره ی همه ی انسان ها بلکه حیوانات بودند عدالت خواهی آن حضرت جنبه گروهی یا صنفی یا قبیله ای یا نژادی نداشت بر خلاف دیگر نهضت های عدالت خواهی که غالباً جنبه گروهی یا صنفی یا قبیله ای یا دینی یا مذهبی یا کشوری داشته است مانند نهضت های کارگری، دهقانی، حزبی (نژادی) مسیحی گری، یهودی گری، اسلامی، کشوری و غیره.هدف در این نهضت ها دفاع از حقوق حامیان و هواداران از نهضت بوده است نه حق و عدالت مطلق.دوم: در نهضت های عدالت خواهی اولین و مهم ترین هدف نهضت کنندگان سرکوب کردن مخالفان و به وجود آوردن یک مرکز قدرت و حکومت مطلوب است، حراست از آن حکومت و رفع موانع و جهت بخشیدن به آرمان ها و اهداف خود می باشد. به همین جهت در راه رسیدن به این هدف مقدس (اجرای عدالت) هرگونه عملی را تجویز می کنند اما امیرالمؤمنین(علیه السلام) در رسیدن به حکومت دادگر چنین روش را نمی پسندند اولین و مهم ترین هدف آن حضرت اجرای عدل و داد بود، نه تأسیس و ابقای حکومت، به هر وسیله ای که باشد ایشان عقیده داشتند با اجرایعدالت و اجتناب از هرگونه ظلم و تجاوز باید در تأسیس حکومت عدالت خواه اقدام کرد نه به هر وسیله ای عقیده داشت، تجویز ارتکاب هرگونه تجاوز در راه تأسیس حکومت عدل و داد نقص غرض می باشد و در این رابطه هرگونه توجیهی را ناروا می داشت و به همین جهت از ارتکاب هرگونه تجاوز و ستمی از جانب عوامل حکومتی جداً اجتناب می فرمودند. سوم: سومین ویژگی حکومت علوی کم کردن فاصله طبقاتی و نفی هرگونه تبعیض بود امیرالمؤمنین فاصله شدید طبقاتی و تبعیضات بیجا را بر خلاف عدالت اجتماعی و یک نوع ستم می دانستند. کسی که با کلمات آن حضرت و سیره و رفتارشان آشنا باشد به خوبی این مطلب را درک می کند.امیرالمؤمنین عقیده داشت این مسأله مهم و حساس اجتماعی باید از شخص حاکم اسلامی و بستگان و نزدیکان و کارگزاران نظام و حقوق بگیران نظام شروع شود تا برای دیگران اسوه باشد.(۲۱)چهارم: احیای حق و دفع باطل یکی دیگر از اهداف حکومت اسلامی از نگاه امام علی (علیه السلام) احیای حق و دفع باطل می باشد، احیای حق و دفع باطل از بزرگترین آرمان های حکومتی از دید امام علی(علیه السلام) است و امام بارها مبنی و دلیل پذیرش حکومت را اقامه ی حق و ممانعت از باطل و مبارزه با آن اعلام نموده است.عبدالله بن عباس می گوید: در منطقه ای (ذی قار) در گذرگاه جنگ بصره بود شرفیاب محضر امیرالمؤمنین شدم دیدم نعلین خود را وصله می زدند در این جا رو به من کرده و فرمود این نعلین چقدر ارزش دارد در پاسخ گفتم قیمتی ندارد. علی(علیه السلام) فرمود به خدا قسم این نعلین کهنه در نظر من با ارزش تر از حکومت بر شماست مگر آن که بتوانم حقی را به پا دارم یا جلوی باطلی را بگیرم.پنجم: تأمین امنیتامنیت مبتنی بر نظم و قانون الهی همواره مورد تأکید امام علی(علیه السلام) و از اهداف عالیه حکومت ایشان بود امام مانند سایر اندیشوران اسلامی به خاطر ضرورت وجود امنیت و قدرتی نظم آفرین معتقد به محال بودن عدم وجود حکومت است و حتی حکومت بدو قوانین نامطلوب را، از هرج و مرج و بی قانونی بهتر و آسیب و تباهی اش را کمتر می داند زیرا در برابر بی قانونی و هرج و مرج تمام راه های نجات مسدود و کلیه امور و حدود تعطیل می گردد و فتنه حاکم می گردد امام علی(علیه السلام) عدم وجود نظم اجتماعی و قانون مداری و به دنبال آن برقراری امنیت را از اسارت انسان در چنگال حیوانی درنده بدتر می داند.امام علی(علیه السلام) در عهدنامه مالک اشتر اصول و ضوابط و اهداف عالیه حکومت را مشخص کرده است این عهدنامه منشوری برای آرمان ها و مقاصد حکومت اسلامی (علوی) است امام در شرح وظایف مالک اشتر در راستای مصر چنین بیان می دارد: (جبابه خراجها و جهاد عدوها و استصلاح اهلها و عماری بلادها).(۲۲) با استناد به این فرمان می توان بخشی از اهداف و آرمان های اساس حکومت را: انتظام اقتصادی جامعه، تأمین امنیت توجه به رشد و اصلاح و تربیت بالندگی افراد، آبادانی مملکت و تأمین رفاه عمومی دانست.آرمان ها و اهداف حکومت اسلامی از دیدگاه امام علی(علیه السلام) را می توان در یک تقسیم بندی کلی به چند دسته تقسیم کرد:
۱٫احیای دین و حاکم ساختن شعائر و احکام و قوانین الهی و فراهم نمودن زمینه های دینداری
۲٫برچیدن آثار فتنه و فساد و مستقر ساختن صلاح و پاکی و صلح و صمیمیت و طرد عناصر فاسد و مفسد.
۳٫حمایت از بندگان مظلوم و محروم که رمق جانشان توسط خداوند زرو زور و تزویر پایمال و کاهیده شده است.
۴٫اقامه حدود الهی که بر اثر توطئه و لجام گسیختگی حکام ستم پیشه و بی اعتقاد به تعطیل کشیده شده است. (۲۳)

صفات کمالیه انسانی زمامدار اسلامی در ارتباط با مردم جامعه و وظایف او

۱٫زمامدار اسلامی باید رحمت و محبت و لطف را از اعماق قلب خود برای رعیت دریافت کند.
۲٫برخوردار ساختن مردم از عفو و اغماض در مواردی که امکان دارد.این دو صفت لازم برای زمامدار، یا این دو اصل، مسلماً در مواردی است که زمامدار اختیار قانونی در برخورد و کیفیت آن با مردم جامعه دارد، نه در مواردی که برای او اختیار قانونی وجود ندارد، مانند قصاص و قاتل عمدی یا اخذ دیه (خونبها) از او یا عفو او که حق اولیای مقتول است و برای زمامدار حقی در آن نیست.
۳٫محبوب ترین امور در نزد زمامدار اسلامی باید رساترین آن ها در حق و فراگیرترین آن ها در عدل و جامع ترین آن ها برای رضایت مردم جامعه باشد.
۴٫مقدم ترین مردم در نزد زمامدار اسلامی کسانی باید باشند که حق را حتی در تلخ ترین حالات آن، گویا تر از دیگران گوشزد می کنند.
زمامداری که نتواند رضایت معقول مردم را جلب نماید، درون آنان را از کینه و خصومت پر می کند، زیرا چنان نیست که اگر مردم از زمامداری راضی نباشند، درون آنان خالی از کینه و رضایت خواهد بود، بلکه هم این که رضایت از درون مردم درباره ی زمامداری رخت بر بست، جای آن را خصومت و کینه توزی پر خواهد کرد.
۵٫ زمامدار اسلامی باید عوامل حسن ظن بر رعیت را به وجود بیاورد.

عوامل به وجود آمدن خوش بینی و خوش گمانی زمامدار درباره مردم جامعه خود بر مبنای رضایت معقول آنان عبارتند از:
۱٫احسان به مردم
۲٫سبک کردن مشقت هایی که برای مردم در زندگانی پیش می آید
۳٫اکراه نکردن مردم به آن چه که به عهده آنان نیست
۴٫استقرار و استقامت عدالت در جامعه
۶٫ زمامدار اسلامی همانگونه که خود نباید از مردم عیب جویی کند باید اشخاص عیب جو را نیز از خود دور کند.
۷٫ هرچه که برای زمامدار آشکار نشده است باید خود را به آن بی توجه نشان بدهد.
۸٫ زمامدار هرگز نباید سخن چین را تصدیق کند.
۹٫ زمامدار اسلامی در عمل به عهد ی که خدا از او گرفته است بودن اهتمام و یاری خواستن از خدا التزام به حق و شکیبایی کاملاً در راه آن، موفق نخواهد گشت.
۱۰٫ زمامدار اسلامی نباید هرگز از عفو و اغماض که کرده است پشیمان شود.
۱۱٫ زمامدار هرگز نباید به کیفری که داده است شادمان گردد.همان ملاک انسانی والا که در مسئله ی عفو وجود دارد، در معنای دستور به شادمان نبودن در مورد کیفری که مجرم اجرا شده است، نیز وجود دارد. کیفر هرچه باشد دردناک است و کسی که از از احساسات عالیه انسانی برخوردار است، نمی تواند از زجر و دردی که به یک انسان ولو به استحقاق وارد می شود دلخوش باشد.
۱۲٫ زمامدار هرگز نباید شتاب در غضب کند.
۱۳٫ زمامدار نباید در مشورتی که می کند اشخاص بخیل و ترسو و طمع کار را دخالت بدهد.
۱۴٫ هرگز نباید انسان های نیکوکار و بدکار در نزد زمامدار و دیگر گردانندگان جامعه یکسان باشند.
۱۵٫ هیچ زمامدار اسلامی نباید سنت های را بشکند که صاحب نظران با صلاحیت جامعه اسلامی به آن ها عمل نموده اند و آن سنت ها موجب هماهنگی محتوا مردم جامعه بوده و آنان را اصلاح کرده اند.
۱۶٫ وظایفی که زمامدار اسلامی باید به طور مستقیم آن ها را به جای بیاورد.
رسیدگی کامل درباره کارگزاران مانند: استانداران و مقامات گرداننده اجتماع که زیر دست تو کار می کنند در مواقعی که کاتبان از رسیدگی به کار آنان ناتوان باشند.
۱۷٫ بر آوردن احتیاجات مردم در اسرع وقت، البته توجه به دو مطلب مهم در اینجا لازم است.
مطلب اول: منظور از احتیاجات مردم همه نیازمندی ها نیست زیرا تقسیم کار برای هر جامعه ای برای اینکه خوب اداره شود یک امر ضروری است و محال است که همه ی کارها را یک نفر یا عده ی متعددی از اشخاص اداره کنند، مخصوصاً با نظر به اینکه توجیه و مدیریت جامعه احتیاج به تدبر و اندیشه و تعقل عمیق و همه جانبه دارد. لذا بدیهی است که منظور از احتیاجات مردم که زمامدار به طور مستقیم باید به ان ها رسیدگی کند، آن قسمت از نیازمندی هاست که پس از تحقیق و بررسی به وسیله کارشناسان و مأموران مربوط و وزراء و کاتبان، باید مورد آگاهی و چاره چویی اختصاصی زمامدار قرار گیرد.مطلب دوم: مقصود از وجوب رفع احتیاجات مردم در همان روزی که به اطلاع زمامدار می رسد روز به معنای معمولی آن نیست، بلکه منظور از (اسرع اوقات) یعنی هر اندازه که ممکن باشد در اولین زمان توانایی و بررسی و مرتفع ساختن احتیاجات، باید تدبر و تصمیم گیری شده و اقدام شود.
۱۸٫ کار هر روز باید در همان روز انجام شود.
۱۹٫ زمامدار باید مقداری از بهترین اوقات شبانه روز خود را برای ارتباط با خدا اختصاص بدهد.(۲۴)

پی نوشت ها :

۱٫مقاییس اللغه، ص۹۱٫
۲٫قرارداد اجتماعی، ص۶۹٫
۳٫شوری، آیه۱۴٫
۴٫محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۳، ص۱۲۶٫
۵٫حکومت علوی (بنیان ها و چالش ها)، ج۹، ص۱۴- مرکز پژوهش هایی در مسائل حکومت اسلامی زیر نظر دبیرخانه مجلس خبرگان
۶٫حکومت علوی، بنیان ها و چالش ها، ج۹، ص۲۲٫
۷٫اندیشه ی سیایس در گفتمان علوی, ص۴۰، پژوهشگاه علوم و فرهنگ السلامی، پژوهشکده فقه و حقوق و علوم و اندیشه ی سیاسی.
۸٫علامه مجلسی, بحارالانوار، ج۶، ص۵۹٫
۹٫فرهنگ سیاسی آرش،غلامرضا بابایی ،انتشارات آشیان- ص۳۲
www.aftab.ir .10
۱۱٫عباسعلی عمید زنجانی، عمان، ج۲، ص۹۶٫
۱۲٫عباسعلی عمید زنجانی، عمان، ج۲، ص۹۶٫
۱۳٫همایون همتی، سنت و سیاست در اسلام، ص۱۵۴٫
۱۴٫نساء/۵۸٫
۱۵٫نساء/۵۹٫
۱۶٫حج/۴۱٫
۱۷٫همایون همتی، همان، ص۴۱٫
۱۸٫کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۵۹٫
۱۹٫فیض کاشانی، الوافی، ج۱، ص۶۲٫
۲۰٫منقری، نصر بن مزاحم، وقعه صفین، ص۱۵٫
۲۱٫حکومت علوی، بنیان و چالش ها، ج۹، ص۳۱٫
۲۲٫نهج البلاغه، نامه ۵۳، بند۱، ص۹۹۱٫
۲۳٫حکومت علوی/ هدف ها و مسئولیت ها/ ج۱۰، ص۱۴۳/ مرکز پژوهش هایی در مسائل حکومت اسلامی زیر نظر دبیرخانه مجلس خبرگان.
۲۴٫حکومت اصول سیاسی اسلام، علامه محمد تقی جعفری (رحمه الله)، ص۲۱۳٫

فهرست منابع
۱٫حکومت علوی بنیان ها و چالش ها،پژوهش هایی در مسائل حکومت اسلامی زیر نظر مجلس خبرگان، ج۹، چاپ اول، ۱۳۸۱، انتشارات دبیرخانه مجلس خبرگان و رهبری.
۲٫حکومت علوی هدف ها و مسئولیت ها، پژوهش هایی در مسائل حکومت اسلامی زیر نظر مجلس خبرگان/ج۱۰، چاپ اول، ۱۳۸۱، انتشارات دبیر خانه مجلس خبرگان و رهبری.
۳٫اندیشه سیاسی در گفتمان علوی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
۴٫دانش نامه امام علی، جلد ۶، زیر نظر علی اکبر رشاد، چاپ دوم، ۱۳۸۲٫
۵٫حکمت اصول سیاسی اسلام، علامه جعفری، انتشارات آستان مقدس رضوی، چاپ اول، ۱۳۸۶٫
۶٫مقاییس اللغه، احمدبن فارس بن ذکریا ،انتشارات داراحیا التراس العربی ،بیروت
۷٫فرهنگ سیاسی آرش،غلامرضا بابایی،انتشارات آشیان،چاپ سوم۱۳۸۷
۸٫همایون همتی، سنت و سیاست در اسلام،انتشارات آوای نور،تهران چاپ اول
۹٫بحار الانوار الطبعه الثانیه ۱۴۰۳ه-ق موسسه الوفا،بیروت ،لبنان،صرب۱۴۵۷هاتف ۳۸۶۸۶۸
۱۰- نهج البلاغه،ترجمه محمد دشتی،انتشارات دارالفکر،چاپ چهــارم تابستان ۸۷

 

مطالب مرتبط

4+

1
دیدگاه بگذارید

avatar
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
0 Comment authors
Recent comment authors
  Subscribe  
newest oldest most voted
Notify of
trackback

[…] نبی اکرم(ص) را دیدار خواهی کرد، و هم چنین حسن مجتبی(ع) و علی مرتضی(ع) را و جعفر طیار آن جوانمرد شجاع و حمزه شیر خدا شهید […]

0