بررسی مقام علمی امام علی علیه السلام طبق روایت های منقول در کتب اکابر علمای اهل سنت

بررسی مقام علمی امام علی علیه السلام طبق روایت های منقول در کتب اکابر علمای اهل سنت

علی(ع) عالم بظاهر وباطن قرآن بوده

حافظ ابونعیم اصفهانی درص65 جلداول حلیه الاولیاء ومحمد بن یوسف گنجی شافعی درباب 74 کفایت الطالب وسلیمان بلخی درص 74 ضمن باب 14 ینابیع الموده از فصل الخطاب مسندا از عبدالله بن مسعود کاتب الوچی نقل نموده اند که گفت:

انّ القرآن انزل علی سبعه احرف ما منها حرف الاونه ظهر وبطن و انّ علیّ بن ابیطالب عنده علم الظاهر والباطن.

[قرآن نازل گردیده بر هفت حرف وهر حرفی از آنهاظاهری دارد وباطنی ونزد علی  بن ابی طالب علیه السلام علم ظاهر وباطن قرآن می باشد.

اعترافات ابن ابی الحدید بمقامات علمیه امام علی علیه السلام

اگر شما صفحات اول دیباچه کتاب شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی را دقیقا بخوانید خواهید دید که این عالم منصف چگونه مقام علمی آن حضرت را ستوده صریحا در ص6 گفته:

[وما اقول فی رجل تعزی الیه کل فضیله وتنتهی الیه کل فرقه وتتجاذبه کل طائفه فهو رئیس الفضائل وینبوعها وابو عذرها وسابق مضمارها ومجلی حلیتها کل من بزغ فیها بعده فمنه اخذ وله اقتفیوعلی مثاله احتذی  .

یچه بگویم وچگونه معرفی  نمایم شخصی را که ابواب فضادل تمام به او منسوب وفضل هر گروهی از فضل هرگروهی از فضلاء به او منتهی می گردد وهرطایفه فضل خود را از او گرفته وجذب نموده اند اواست رئیس فضل وفضلاء زیر هرفضیلتی از او سرچشمه گرفته حججوبراهین فضل از آن جناب ترشح نموده است او است برنده مسابقه دو میدان سباق او است کاشف نتایج فضل وهر بابی از فضل که بعد از آنجانب هویدا گردیده باز ارتباط به او دارد بایستی به او اکتفاء بفضیلت نمود وبمثل او اقتدا کرد.]

علم فقهاء اربعه ابوحنیفه-امام ملک-امام شافعی-امام حنبل را از آنحضرت میداند وگوید فقهاء صحابه فقه را از علی آموختند.

بیش از این مقتضی نیست که بنقل تمام گفتار وبیانات این عالم بزرگ اهل تسنن شما را مشغول سازم.

لازم است مراجعه نمائید به دیباچه شرح نهج البلاغۀ آن مرد بزرگ منصف تا مبهوت شوید از شهادت وتصدیق واذعان واعتراف عالم مورخ منصف از جماعت اهل تسنن که گوید امر علی علیه السلام عجیب است که در تمام عمر کلمه لاادری(نمی دانم) بر زبان او جاری نده پیوسته همۀ علوم در نزد او حاضر بوده تا آخر جملات که گوید:

وهذایکاد یلحق بالمعجزات لاّن القوهّ البشرّیه لاتفی بهذا الحصر ولاتنهض بهذا الاستنباط.

[چنین امری البته ملحق به معجزات است زیرا از قوۀ بشری خارج است که بتواند چنین قواعدی را احصاء یا به این مرتبه از استنباط نائل گردد.]

بفرموده پیغمبر علی علیه السلام اعلم امت بوده

کدام نصّ صریح وواضح تر از این حدیث است که میفرماید هرکس می خواهد از علم من بهره بردارد باید برود در خانه علی که باب علم من است

چنانچه اکابر علمای اهل سنت مانند امام احمد حنبل در مسند وابوالمؤیدخوارزمی در مناقب وحافظ ابونعیم اصفهانی درنزول القرآن فی علیّ وخواجه کلان بلخی درینابیع ومیرسیدعلی همدانی در موده القربی حتی ابن حجرمکّی درصواعق نقل می کنند که رسول اکرم(ص) مکرر می فرمود: اعلم امتّی علی بن ابیطالب.[داناترین افراد امت من علی بن ابیطالب علیه السلام است.]

احدی از صحابه به پایه علم آن حضرت نمیرسند چناچه ابن مغازلی شافعی در مناقب ومحمد بن طلحه درمطالب السئول وحموینی در فرائد وشیخ سلیمان حنفی درباب 14 ینابیع از کلبی نقل می کنند که عبداالله بن عباس گفت:

[علم النبی(ص) من علم الله وعلم علی من علم النبیّ (ص) وعلمی  فمن علم علی وعلم الصحابه فی علّی الاّکقطرهبحرفی سبعه ابحر.]

[علم پیغمبر (ص) از علم خدای متعال است وعلم علی علیه السلام از علم پیغمبر (ص)می باشد وعلم من از علم علی است وعلم صحابه در مقابل علم علی  مانند قطره آبی در هفت دریا میباشد.]

درآخر خطبه108نهج البلاغه است که مولانا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرموده:

[نحن شجره النبوه ومحطّالرساله ومختلف الملائکه ومعادن العلم وینابیع الحکم.]

[ما(ائمه اثناعشرعلیهم السلام) از شجره نبوت هستیم واز خاندانی میباشیم که رسالت وپیغام الهی در آنجا فرود آمده ورفت آمد فرشتگان در آنجا بوده وما معادن معرفت ودانش وچشمه های حکمت میباشیم.]

ابن ابی الحدید در ص 236 جلد دوم شرح نهج(چاپ مصر) در شرح این خطبه گوید این امر در آنحضرت ظاهراست جدا زیرا رسول اکرم (ص) فرمود:

أنا مدینه العلم وعلیّ بابها ومن اراد المدینه فلیأ ت الباب.

[من  شهر علمم وعلی باب آن می باشد هرکس اراده دارد از شهر علم من بهره بردارد پس باید برود از باب علم وارد شود]

ونیز فرمود:[اقضاکم علی] قضاء أمری است که مستلزم علوم بسیاری می باشد بالجمله

فحاله فی العلم حال رفیعه جدّاٌ لم یلحقه احد فیها ولا قار به وحقّ له ان یصف نفسه بأنه معادن العلم وینابیع الحکم فلا احد احق به منها بعد رسول الله(ص) انتهی.

[مقام علمی آنحضرت بسیار بلند است که از حد بیان خارج ودست تصور هیچکس به او نخواهد رسید بلکه به او نزدیک هم نخواهد شد وسزاوار است که به خود نسبت دهد وبفرماید  معدن علم منم که چشمه های حکمت از اقیانوس علوم من جاری می باشد پس در نتیجه ثابت است احدی از بشر سزاوارتر از علی برقمّت علم بعد از رسول خدا(ص) نیست.]

ابن عبدالبر در ص38 جلد سیم ومحمد بن طلحه در ص23 مطالب السئول وقاضی ایجی درص276 مواقف آورده اند که رسول اکرم فرمود [اقضاکم علی]

چنانچه سیوطی در ص115 تاریخ الخلفاء وحافظ ابونعیم در ص 65 جلد اول حلیه الاولیاء ومحمد جزری در ص14 اسنی المطالب ومحمد بن سعد در ص459 طبقات وابن کثیر در ص359 جلد هفتم تاریخ کبیر وابن عبدالبر در ص38 جلد چهارم استیعاب از خلیفه عمربنخطاب نقل نموده اند که میگفت [علی اقضانا] یعنی علی در امر قضاوت(که احاطه بر جمیع امور است)از همه ما اولی ومقدم  بود.

ونیز در ص69 ینابیع الموده نقل می نماید که صاحب درّ المنظّم ابن طلحه گوید:

اعلم انّ جمیع اسرار الکتب السماویه فی القرآن وجمیع ما فی القرآن فی الفاتحه وجمیع ما فی الفاتحه فی البسمله وجمیع  ما فی البسمله فی باء البسمله وجمیع ما فی باء البسمله  فی التقطه التی هی تحت الباء قال الامام علیّ کرّم الله وجهه أنا النقطه التی تحت الباء.

[بدان که اسرار جمیع کتب سماوی در قرآن است وتمام اسرار ورموز قرآن در سوره فاتحه است وجمیع حقایق که در سوره فاتحه است در بسمله است وهرچه در بسمله هست در باء بسمله است واسرار باء بسمله تمام در نقطۀ زیر باء است وعلی کرم الله وجهه فرموده من آن نقطۀ زیر باء هستم.]

ونیز سلیمان بلخی در ینابیع الموده نقل می نماید از ابن عباس که گفت:

اخذ بیدی الامام علیّ علیه السلام فی لیله مقمره فخرج بی الی البقیع بعد العشاء وقال: اقرأ یا عبدالله فقرأت: بسم الله الرحمن الرحیم فتکلم لی فی اسرار الباء الی بزوغ الفجر.

[در شب مهتابی  علی (ع) دست مرا گرفت برد بسوی قبرستان بقیع بعد از نماز عشاء فرمود بخوان من بسم الله الرحمن الرحیم را قرائت  نمودم آنگاه از اسرار باء بسم الله برای من سخن گفت تا طلوع فجر]

چنانچه محمد بن طلحه شافعی در مطالب السئول وخطیب خوارزمی در مناقب وسلیمان بلخی حنفی درینابیع از درّ المنظّم ابن طلحه حلبی نقل نموده اند که امیرالمؤمنین (ع) میفرمود:

سلونی عن اسرار الغیوب فانّی وارث علوم الأنبیاء والمرسلین.

[سؤال کنید از من از اسرار غیبیه پس بدرستیکه من وارث علوم انبیاء ومرسلینم.]

ونیز امام احمد حنبل در مسند وابن ابی الحدید در شرح نهج وسلیمان بلخی در ینابیع نقل می نمایند که آن حضرت در بالای منبر می فرمود:

سلونی قبل ان تفقدونی سلونی عن طرق السموات فأنّی اعلم بها من طرق الارض.

[سؤال کنید از من از راه های آسمانی پس بدرستیکه من عالم ترم به راه های آسمان ها از راه های زمین]

این ادعا از آن حضرت در آن زمانیکه وسایل سیر در ملکوت مانند امروز نبوده بزرگترین دلیل بر آگاه بودن به مغیبات است فلذا مکرر سؤال مینمودند وآن حضرت از آسمان ها وکرّات جوّیه خبر میدادند.

بعلاوه در دوره ای که هیئت بطلیموس مصری دائر بود جواب اشخاص را مطابق با هیئت جدید امروزی دادن خود معجزه بزرگ است.

در زمان خلافت ابی بکر وعمر بسیار اتفاق افتاده که ابی بکر وعمر در جواب مانده وامام علی (ع) در مقام جواب برآمده مخصوصا علماء یهود ونصاری وارباب مادّه وطبیعت وقتی می آمدند ومسائل مشکله سؤال می کردند فقط امام علی (ع) بود که جواب معضلات آنها را می داد.

فلذا باقرار اکابر علماء اهل تسنن از قبیل بخاری ومسلم در صحیحین خود ونیشابوری در تفسیر وابن مغازلی فقیه شافعی در مناقب ومحمدبن طلحه درص13 ضمن باب4 مطالب السئول وحمیدی در جمع بین الصحیحین وامام احمد در مسند وابن صباغ مالکی متوفی 855 درص18فصول المهمه وحافظ ابن حجر عقلانی متوفی 852 در ص338 تهذیب التهذیب (چاپ حیدر آباد دکن) وقاضی فضل الله بن روزبهان شیرازی در ابطال الباطل ومحب الدین طبری در ص194 جلد دوم ریاض النضره وابن اثیر جزری متوفی 360 در ص22 جلد چهارم اسد الغابه وابن قتیبه دینوری متوفی 276 در ص201 و202 تأویل مختلف الحدیث(چاپ مصر) وابن عبدالبرقرطبی متوفی 463 در ص474 جلد دوم وص39 جلدسیم استیعاب وابن کثیر درص359 جلد هفتم تاریخ خود ومحمد بن یوسف گنجی شافعی متوفی 658 درباب 57 کفایت الطالب وجلال الدین سیوطی درص66 تاریخ الخلفاء وبسیاری دیگر از علماء که در اینجا مجال آن نیست قضایای بسیاری نقل نموده اند که خلیفه عمر در حوادث ومسائل مشکله مخصوصا مسائل پادشاه روم را رجوع به امیرالمؤمنین علی علیه السلام نموده وبالاخره نزدیک به تواتر آمده که مکرر خلیفه ثانی عمر بن الخطاب در قضایای متعدده که حضرت علی (ع) حل مششکلات نموده وجواب آنها را داده گاهی گفته:

اعوذ بالله من معضله لیس فیها ابوالحسن وبعضی اوقات میگفت لولاعلی لهلک عمرودر بعض مواقع میگفت کان یهلک ابن الخطاب لولا علی ابن ابیطالب.

[پناه میبرم بخدا از امر پیچیده ومشکلی که علی در او نباشد-اگر علی نبود عمر هلاک شده بود-نزدیک بود پسر خطاب هلاک شود اگر علی بن ابیطالب نبود]

اتفاق فریقین است که در میان صحابه امیرالمؤمنین علی علیه السلام منحصر بفرد بوده در اینکه عالم بأسرار غیبیه و وارث علوم انبیاء بوده است.

جمع آوری شده توسط حیدر برهانی

6+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
  • avatar
  • avatar
  • avatar

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar
  Subscribe  
Notify of