ای دوست برگرد

بی تو ای دوست کمی دل نگرانم برگرد
مرگ برگرد که من تازه جوانم ! برگرد

نم باران زد و در خاطره هایم گم شد
بند آمد به نگاه تو زبانم ! برگرد

پشت این زندگی سرد و پر از تشویشم
یک قفس ساخته ای ! مرده در آنم برگرد

هر چه دنیا برود سمت دروغ و تزویر
تو که مصداق صفایی نرو جانم برگرد

چه بگویم بخدا حال من اصلا خوش نیست
بی تو آرام شوم ؟نه! نتوانم برگرد

ای خدا باز به سمت تو دلم غش می کرد
نرو از پیش دلم در خفقانم برگرد

قول دادم به خودم بی تو نباشم هرگز
توبه کردم ! بدم ! این جور نمانم برگرد

مطالب مرتبط

4+

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of