علی اکبر علیه السلام ،دوبیتی ومتن ادبی  در رابطه با  شهادت حضرت علی اکبر (ع)

دوبیتی ومتن ادبی  در رابطه با  شهادت حضرت علی اکبر (ع)

 

 

دل بابای علی پاره شدن را کم داشت/این دهان گرگ ها بوی کفن را کم داشت
با سر انگشت زنی شکل تنش ریخت بهم/ریخت و پاش بدنش ضربه ی زن را کم داشت

الا تمام جوانان کمک کنید مرا/کنید گریه برای علی اکبر من
کسی که گریه کند در شهادت پسرم/کند شفاعت از او روز حشر، مادر من

ای یاس پر پر من علی اکبر من/شبه پیمبر من علی اکبر من
از داغت ای علی جان گریان دو چشم لیلا/از لطف تیغ و نیزه گشتی تو اربا اربا
تیر غمت علی جان بر قلب من نشسته

آیینه دلم را سنگ بلا شکسته/کوفی به حال و روز یک پاره تن بخندد
من غرق اشک و آهم لشگر به من بخندد/قبل از بهشت گودال از من بقا گرفتند

به سر نعش علی اکبر او می خندند/این “جوان مرده” همین خنده زدن را کم داشت
خواهرش با وجنات پدرش در راه است/شمع و گل بود که پروانه شدن را کم داشت

ندیده تا شهادت جز خدا چشم خدا بینش/به وقت حمله دشمن هم گشاید لب به تحسینش
عجب نبود اگر خون بگذرد از عرشه زینش/عطش گلبوسه ها بگرفته از لب های شیرینش

با کشتنت علی جان، جان مرا گرفتند/کرامت کن برات کربلا ما را علی اکبر
که داغ کربلایت ناله از دل ها برآورده/تو قرآنی تو فرقانی تو یاسینی تو طاهایی
تو در کوی ذبیح الله اعظم ذبح عظمایی

ثارالله اکبر چراغ انجمن ها/بنشسته دور از انجمن تنهای تنها
نخل امیدش گشته خرم از بر و برگ/لب های جان بخشش سخن می گفت بامرگ
گردیده عاشورا مجسم در نگاهش/می بود سعی از خیمه گه تا قتلگاهش

دلاور خیمه های من مؤذن کربلای من علی جان/به شام غریبی طلوع احساسی
برای پیمبر تو اشبه الناسی/سروش الله و اکبری

عدو خنجر به قلب پاره می زد/غمت آتش به سنگ خاره می زد
به چشم خویش دیدم جان بابا/که از فرق تو خون فواره می زد

سلام ای آفتاب سرخ عاشورا علی اکبر/درود ای آرزوی یوسف زهرا علی اکبر
تو اول کشته در دشت بلا از آل زهرایی/تو از صبح ولادت تا شهادت عشق بابایی

ز دشمنان زهره می بری/آیینه حیدری علی اکبرم
بستی تو بال و پر مرا/سوزانده ای پیکر مرا علی جان

اگر چه بر پدر دریایی از چشم تر آورده/زمین رزمگاه معرکه بدر و پیمبر او
قتال پهندشت کربلا صفین و حیدر او/به رزم صحنه عاشور ثارالله دیگر او

کنار تو بابا شدم تماشایی/که شاید به رویم دو دیده بگشایی
ای کوکب آسمان من/پیرم مکن ای جوان من
آمد به لب جان من علی اکبرم

ز داغ تو غرق آتشم/ز پهلویت نیزه می کشم
عدو خنده کرده به گریه هایم/ببین دست عمه شده عصای من
میمیرم آخر ز ماتمت/به دیده دارم اشک غمت
فدای عمر کمت علی اکبرم

سلام ای آفتاب سرخ عاشورا علی اکبر/درود ای آرزوی یوسف زهرا علی اکبر

گل باغ جنان در دامن صحرا علی اکبر/تویی در بزم جان ماه جهان آرا علی اکبر

مطالب مرتبط

3+

1
دیدگاه بگذارید

avatar
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
0 Comment authors
Recent comment authors
  Subscribe  
newest oldest most voted
Notify of
trackback

[…]  مادر حضرت علی اکبر (علیه السلام)، لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی […]

0